uk
Feedback
مَه‌خوربانو‟

مَه‌خوربانو‟

Відкрити в Telegram

🔴 واپسین ستارهٔ خاندان | به‌زودی 🔴 نویسندهٔ «واپسین ستارهٔ خاندان» «آواز زِره‌ها و زُلف‌ها» | «منظومهٔ مِهر و مَه» «خورشیدِ درون، مهتاب بر کمان» 🌞🌙🏹 ارتباط: @mahkhorbanoobot راحت تریم اینجا: https://t.me/+Fxk1tMnH0WQxNmM0

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
264
Підписники
-224 години
-1067 днів
+2230 днів
Архів дописів
Ciao amora

خدای فراموشکارم اینجا هوا ناجوانمردانه سرد است آغوشت را به اندازه‌ی یک ایران باز کن
شهرزادِ قصه‌ها

توی گاهشماری هجدهم و نوزدهم دی گذشته اما نمیدونم چرا هرچی میره جلوتر انگار گیر کردم دقیقا تو همون دوشب

sticker.webp0.15 KB

ده تیره وا خوت بُوَر، خدا دونه سی یادگاری... ددویل خان ابول خدا دونه همه پَلا بریده...

ای پاک‌روانانِ رفته زین خاکِ کهن، روان‌تان جاودان و فرّه‌تان پاینده باد. گر بدگُهران ز مرگِ شما خنده کنند، و بر اشکِ مادران و سوگِ خاندانان شادمانیِ پلید خویش سازند، شما در دفترِ داد و در پیشگاهِ اهوراییِ راستی جاودانه‌اید. نام‌تان در یادِ آزادگان چون آتشِ آذر فروزان خواهد ماند، و هیچ بادِ بدخویِ زمانه خاکسترش نتواند کرد. زیرا هر آن‌کس که بهره‌ای از فروغِ انسانیت دارد، روانِ شما را به نیایش یاد خواهد کرد تا سپیده‌دمِ واپسینِ جهان.🖤🕊

Reza Karamitara - Naghoose Kelisa (320).mp33.73 MB

کنترل خشم و داغ بدترین چیزیه که دارم تحملش میکنم..

بدتر از غم عادی شدن اون غمه..

به یادِ آنان که پر کشیدند...

همونطور که مشاهده کردید، یک سری تغییرانی ایجاد کردم که یک جورایی من رو کامل تر توضیح میده مَه خورشاه، روایت میکنه از دختری که ماه و خورشید درونش بیدار هستند و خب حس میکنم به اسمم بیشتر بیاد، از امروز به بعد تغیرات اساسی در زندگیم قراره رخ بده و خرسندم از این تغییرات، این امروز ها و فرداها داره سرنوشت من رو برای سال هایِ پیش روم از بن و ریشه میسازه، امیدوارم زین پس کنارم باشین٭

دلیل این تغیراتی که این چند روز ایجاد شده رو حتما بیان میکنم ✨

درود به عزیزانم

به یاد قربانیان.mp37.06 MB

بی‌پناه و غریب می‌رقصیدند؛ رقصِ دستمال بازی بختیاری بود، دستمال‌ها چون پرچم‌های سوگ در هوای سرد شب می‌چرخید. زنان، سیه‌پوش و خاموش، بر سنگِ سردِ کوچه‌ها نشسته بودند؛ شب، خلوتِ خیابان‌ها را به ناله‌های بریده سپرده بود. در تاریکیِ وهم‌آلود شهر، بر همان خاکی که جگرگوشه‌شان پر کشیده بود، مویه می‌کردند؛ صدایی میان شیون و سکوت، میان رقص و مرگ.

#آبدانان

Repost from نـپتون‌ن
فراوان زِ ایرانیان کشته شد زِ خونِ یَلان کشور آغشته شد شاهنامهٔ ابوالقاسم فردوسی پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود نگاره از نس
فراوان زِ ایرانیان کشته شد زِ خونِ یَلان کشور آغشته شد شاهنامهٔ ابوالقاسم فردوسی پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود نگاره از نسخه‌های تیموری/صفوی
Of Iranians, many were slain; The land was steep’d in valiant blood. Ferdowsi’s Shahnameh, the reign of Goshtasp endured one hundred and twenty years.
Nptonn

اَژی‌دَهاکَ پند گیر که فریدون‌مردان هنوز اندر سایه‌ی خرد و فرّه و کاوه‌مردان آموزند. گر گمانی داری که ریختن خون توان دارد، بدان که خون ما این باغ کهن را زنده نگاه دارد و ریشه‌ی داد و راست‌کرداری را سیراب گرداند. تو هرچقدر فتنه و ستم گمراهی کنی، نتوانی راه روشن فرّه‌ی جاویدان را که در دل‌هاست، بند آری. بشنو که روزگار، چنان که دی گذشته و شبانگاهان برگذرد، حکم داد و راستی بازگرداند؛ نیکان بر فراز خواهند نشست و ستمکاران به زمین افکنده شوند، و جهان دوباره روشنایی خویش گیرد.