💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
Відкрити в Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
Показати більшеІран138 425Категорія не вказана
279
Підписники
+324 години
+27 днів
+630 днів
Архів дописів
شب، آرامشِ روح و پناهِ خستهگیهای خاموشِ انسان است....🤲🏻🫀
برای من هم دعا کنید...🥀
+2
آنها مرا زیبا خطاب میکردند،
در حالیکه خودشان، در توصیفِ واژهها کمیابتر از هر زیبایی بودند....🫀
هوا، هوایِ رفتن است… 🖤
و من با تمامِ خستگیِ این روح، هنوز برای ماندن تقلا میکنم؛
چون خوب میدانم اینبار اگر رفتن را انتخاب کنم، دیگر نه صدایی از من میماند، نه ردِّ روشنی از حضورم...
فقط سکوتی طولانی، شبیهِ آدمی که آرامآرام خودش را از جهانِ اطرافش حذف کرده باشد...
🖤🥀
هر بار که خواستم طعمِ آرامِ خوشحالی را باور کنم،
غمی عظمی آمد و مرا دوباره در پناهِ سردِ خودش پنهان کرد....🥀
گفت: یادِ چشمان شما اُفتادم !🙂🫂...
بیت...👇🏻
جانا چی محشر میکند دو چشمان سحر خیزد...
ط مولانای ما گشتی ما هم شمس تبریزت....🤎
پرسیدن: حاضر بودی، با کسی مثل خودت باشی.؟
گفتم: من برای آدمی مثل خودم، حاضرم جنگ بر پا کنم...🥀🖤
نشستوبرخاستم، بیشتر با حسادتها گذشته است؛
در روزگاری که آدمها تحملِ دیدنِ رشدِ یکدیگر را ندارند....🖤
+1
او حافظِ قرآن میشود…
و عجیب است؛ در این روزگارِ فرسوده، هنوز خبرهایی وجود دارند که میتوانند میانِ اینهمه خاموشی، قلبِ آدم را آرام بلرزانند....
نمیدانی چقدر خوشحالم…
انگار خدا، میانِ تمامِ تلخیهای این دنیا، ناگهان نوری کوچک در روحِ من روشن کرده است...
و من روزی، در بهترین تاریخِ ممکن، به دیدارش خواهم رفت؛
دیدارِ کسی که دوستداشتنش، از مرزِ واژه و منطق گذشته و آرامآرام شبیهِ دعا شده است....
خوش سخنم...🫂🫀
من، حرف زدنم، قامتم و حتی این خشمِ خاموشِ درونم را از پدرم به ارث بردهام؛
و سرسختیام را از مادرم، زنی که زندگی بارها خواست او را بشکند، اما او فقط ساکتتر و محکمتر شد...
نه دلم را زود میسپارم، نه به هر نگاه اعتماد میکنم؛
من یاد گرفتهام احساسات را بیصدا نگه دارم، چون بعضی دردها اگر بلند گفته شوند، فقط سنگینتر میشوند....
غرور و متانت، در من تظاهر نیست؛
سبکِ بقاست… از خانهای آمدهام که حتی احساس را هم با احتیاط نفس میکشید و با سکوت زنده نگه میداشت....🥀🖤
Repost from N/a
همدیگر را تکفیر میکنند!
مدرسهییها از مکتبی، و مکتبیها از مدرسهیی متنفراند، زنان که اصلاً
حقِ دخالت ندارند،
و تحصیل توانسته مردم را باسواد کند،
اما نتوانستهاست، بهمعنا برساند!
جاوید محمدی🤍⚡
Repost from N/a
یک نفر مدام سیگار میکشد،
زنی هنگام آشپزی ترانهای غمگین را زمزمه میکند،
دختری به بهانهی فیلم اشک میریزد،
پسری نیمه شب در خیابان پرسه میزند،
همه دلتنگیم، همین.
Repost from آوازِ ــ نـــــــــــــی🍁
از تاریکیهایِ درونت برایم مگو،من،
خود ویرانِ ویرانم،چنان که در میانِ این همه سکوت،
حتی صدایِ شکستنِ خویش را نیز
هر شب میشنوم…
#آواز_نی
تولدت مبارک، بانوی عزیز…
امیدوارم خداوند، در تمامِ فصلهای زندگیات، روشنیِ آرامش، وقارِ زنانه و لبخندهایی نصیبت کند که از تهِ دل واقعی باشند....🫀
