uk
Feedback
ߊ‌ܝ‌ܫ̇ࡐ‌ߊ‌ࡍ߭ ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ܚࡍ

ߊ‌ܝ‌ܫ̇ࡐ‌ߊ‌ࡍ߭ ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ܚࡍ

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
785
Підписники
-3124 години
+207 днів
+15830 днів
Архів дописів
چیزی نداشتیم ببره

چی میخواست ببره؟

بعد ما به معنای واقعی فقیریم

کاش یکی بیاد پیشم تنها نباشم

مرتب اتو کشیده شلوار پارچه ای پیرهن تمیز آبی یک کیف رو دوشش بود

از نظر پوشش لباس

شبیه کارمند اداره بانک بود

به قدری همه چی عجیب بود هنوز میترسم خواب باشم

گفت در زدم اگر خونه بودی چرا باز نکردی

تازه دزده دعوام کرد

فکر میکردم یکی از کابوس‌هام بوده و واقعی نبوده

اگر همسایه ها متوجه صدای فرار یکی نمیشدن

حاجی فکر کن خونه خواب باشی یکی بیاد تو اتاقت

منی که روز میکردم خونه تنها باشم دیگه نمی‌خوام کلا خونه باشم

دیگه نمی‌خوام بمونم خونه

خودش هم همین حدود میخورد سنش

گفتم ۲۷ سالمه پشماش ریخت

بهم شکلات داد

پلیس پرسید چند سالته عمو جون

جز من و مامانم کسی کلید نداره