ru
Feedback
ߊ‌ܝ‌ܫ̇ࡐ‌ߊ‌ࡍ߭ ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ܚࡍ

ߊ‌ܝ‌ܫ̇ࡐ‌ߊ‌ࡍ߭ ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ܚࡍ

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
791
Подписчики
-3224 часа
+797 дней
+21430 дней
Архив постов
دیگه نمی‌خوام بمونم خونه

خودش هم همین حدود میخورد سنش

گفتم ۲۷ سالمه پشماش ریخت

بهم شکلات داد

پلیس پرسید چند سالته عمو جون

جز من و مامانم کسی کلید نداره

جز من و مامان و خواهرم کسی نیست

اینقدر عادی اومد تو انگار هرروز میاد خونمون و عضو خانوادست

در اتاقم باز شد ی آقا اومد تو

هنوز باورم نمیشه

و ی اینجا

ی جانان می‌دونه چقدر ترسیدم

جلو همه همسایه ها گفتم خوبم کلا همه جا گفتم خوبم

هنوز منتظرم یکی دوباره درو باز کنه بیاد تو

دیگه نمیخوابم

دیگه لخت نمیخوابم

لخت بودم

ولی هیچوقت اینقدر نترسیده بودم

دو هفته تو پارک خوابیدم تنهایی