نیستهمتا
Відкрити в Telegram
در تاریخِ بیهقی، «نیستهمتا» به معنای بیهمتاست. اینجا، گاهی از پشتِ پنجرهی ادبیات به بودن نگاه میکنیم.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
267
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
267
قبلتر بهتر میتونستم درونیاتِ خودم رو بنویسم. حالا گاهی پیش میآد که هرچهقدر تلاش میکنم نمیتونم دو خط منسجم و بههممربوط دربارهی افکارم، احساساتم و شیوهی برخوردم با این فکرها و احساسها تُو دفترم بنویسم. مثلاً همین دیشب! میشینم به قصدِ اینکه تمام ذهنم رو خالی کنم روی برگه، اما وقتی میخوام بنویسم انگار همهچیز یخ میزنه و منجمد میشه! نمیدونم موضوع چیه؟!
قبلاً یهجوری منظم و مرتب میتونستم افکارم رو دستهبندیشده بنویسم که انگار تمام این فکرها و حسها و دلایلِ بروزشون روی مانیتور مقابل چشمم بودن و من میتونستم همه رو رصد کنم و دربارهشون بنویسم. لابد الان کمتر میتونم از خودم فاصله بگیرم و به اونچه درونِ ذهنم در جریانه، نگاه کنم. هوم؟! نوعی غرقشدگی مثلاً..! منظورم اینه که قبلتر شاید اینطوری بوده که بین خودِ حس و واقعیت در هنگام نوشتن یه فاصلهیی ایجاد میکردم تا در این فضا بتونم به اون حس و تجربه نگاه کنم. حالا انگار طوری غرق میشم در تجربهی یک حس که اون فاصله و فضا از بین میره! هنوز نمیدونم این دلیل چهقدر میتونه درست باشه، اما خب ثمرهی نوشتن و بلند فکر کردن در اینجا دستکم این بود که یه دلیلِ ابتدایی که هنوز بهطور دقیق نسنجیدمش تونستم پیدا کنم و این خودش خوبه! 🥳
#نوشتن #دریافتها
@Zahraminevisad
267
دارم مقاومت میکنم تا نسبت به این لفتدادنها حس بدی نگیرم! 😄😄😎 آخه چه خبرتونه؟!😂
@Zahraminevisad
267
زیرِ سوال ببر! اولش ترسناکه، اما کمکم میفهمی که میتونی خارج از قالبهای از پیش تعیینشده، زندگی کنی. و مهمتر اینکه خیالت از خودت راحت باشه که میتونی هزینهی خروج از قالبها رو پرداخت کنی، یا نه؟ ظرفیتش رو داری، یا نه؟
@Zahraminevisad
267
مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالَم از نالهی عشّاق مبادا خالی
که خوشآهنگ و فرحبخش هوایی دارد
پیرِ دُردیکشِ ما گرچه ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد
محترم دار دلم کاین مگسِ قندپرست
تا هواگیرِ تو شد فرّ همایی دارد
از عدالت نبود دور گرَش پرسد حال
پادشاهی که به همسایه گدایی دارد
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
دردِ عشق است و جگرسوز دوایی دارد
ستم از غمزه میاموز که در مذهبِ عشق
هر عمل اَجری و هر کرده جزایی دارد
نغز گفت آن بتِ ترسابچهی بادهپرست
شادیِ روی کسی خور که صفایی دارد
خسروا حافظ درگاهنشین فاتحه خواند
وز زبانِ تو تمنای دعایی دارد
این غزل زیبا هم تفأل ما به دیوان حضرت حافظ..
#شب_یلدا #شب_چله #حافظ
267
Repost from (مهدیار)
چله یا یلدا؟
هر چی دوست دارید صداش کنید، ولی گرامیاش بدارید؛ که ایرانی بودن و موندنِ ما، به واسطهٔ همین آئینها و جشنها و مناسبتها، هزاران ساله شده...
(@mahdyartian)
267
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
خیلی از آدمها «مشغول» هستن تا مجبور نباشن با سوالهای عمیقتری مثل «دارم واقعا چیکار میکنم؟» روبهرو بشن.
267
من بزرگترین نگرانیم اینه که رفتارم مغایر با اون چیزی باشه که میگم!
اغلب بیش از نیمی از تلاش ذهنیم مربوط به هماهنگسازی درون و برونمه. اینکه تا حد امکان با رفتارم حرف بزنم.
#دریافتها
@Zahraminevisad
267
ساعت دو و نیم نوبت داشتم از روانپزشکم. بعد از احوالپرسی و خب چه خبر و اینها، گفت خب زهرا بگو ببینم، زندگیت بعد از مصرف این داروها چه تغییری کرده؟ گفتم اتفاقاً دیشب راجع به همین موضوع تُو کانالم یه پست منتشر کردم! پرسید کانال تلگرام داری؟ خب چیا مینویسی، راجع به چی حرف میزنی؟! همه رو براش توضیح دادم! اما دریغ از اینکه بگه حالا آیدی کانالت رو هم بگو که منم عضو شم! چندان غیرمعمول نیست این خواستهی من! والا! سال گذشته تراپیستم تُو کانال قبلیم عضو بود! وا.. من اینهمه برات شرح دادم مرد حسابی!!! ☹️😕 واقعاً که.
@Zahraminevisad
267
در قسمت پادشاهی منوچهر، وقتی زال به پدرش سام گلایه میکنه که چرا پیش ازین بابت سپید موی بودنم من رو در کوهها رها کردی و حالا هم که اومدیم به زاولستان، باز تو میخوای من رو تنها بذاری و بری سمت مازندران! این چه تقدیریه که من دارم و...
پدرش در جواب بهش میگه:
پدر گفت: پرداختندل سزاست
بپرداز و بَرگوی هرچَت هواست!
همهی اینها رو گفتم تا این عبارت «پرداختندل» کردن رو به شما هم بگم. سام به زال میگه دردِ دل کن، عیبی نداره، هرچی دلت میخواد بگو و دلت رو خالی کن :))
این پرداختندل به جای دردِ دل کردن، اومده. پرداختن یعنی خالیکردن. به پسرش میگه دلت رو خالی کن، هرچی دوست داری بگو :))
خیلی قشنگه خب😊
[یه چیز دیگه هم بگم (با این پیشفرض که شاید شما ندونید)، رستمِ دستان که میگیم، یعنی رستم پسرِ دستان. دستان همون زال پسر سامه. فقط موضوع اینه که دستان نامیست که سیمرغ که زال رو پرورش داده برای زال انتخاب کرده.] ☺️
#شاهنامهی_فردوسی
@Zahraminevisad
267
سلام دوستان☺️
متن بالا طولانیه، امیدوارم فرصت مطالعهش رو داشته باشین.
و اگر فکر میکنید ممکنه به کسی کمک کنه، لطفاً براش بفرستین.❤️
۲۱ آذر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
ماهِ بعد میشه یک سال که من به روانپزشک مراجعه میکنم. دیماهِ سالِ گذشته به تشخیص تراپیستم، برای نخستین بار مقابل یه روانپزشک نشستم و دربارهی مشکلی که باعث شده بود تراپیستم پیشنهاد مراجعه به روانپزشک رو بده، صحبت کردم.
متأسفانه به دلیل هزینهی سرسامآوری که تراپی داشت، نتونستم بیشتر از ۴ جلسه تراپی رو ادامه بدم و متوقف شد! خصوصاً که در مراحل ابتدایی تقریباً هر هفته یک یا دو جلسه نیازه که با تراپیست صحبت کنیم. با این حال جلسات حضور در مطب روانپزشک رو تا امروز ادامه دادم و راستش از این بابت، راضی و خوشحالم.
اصلاً این متن رو نوشتم که دقیقاً راجع به همین موضوع با شما صحبت کنم. خواهش میکنم اگر فکر میکنید و متوجه شدید مشکلی درون شما وجود داره که نیاز دارید به روانپزشک رجوع و با او صحبت کنید، از این کار و مصرف دارو ترسی نداشته باشید.
ممکنه حتا همین حالا کسانی اطرافِ ما باشن که بابت مصرف داروهای روان، به ما احساس شرم بِدن. اما هیچچیز به اندازهی سلامتِ روان شما مهم نیست.
میدونم که پیش بردنِ جلسات تراپی نیازمند یه اطمینان مالیِ بالاست. خصوصاً که تراپی یه فرآیند زمانبر و چندسالهست و ما برای این موضوع نیاز به یک منبع مالیِ مطمئن داریم؛ طوری که بتونیم با یه آسودگی خاطر هزینهی تراپی رو پرداخت کنیم نه اینکه همین هزینهی رواندرمانی تبدیل به یک بار روانی بشه! اما طبق تجربهی من مراجعه به روانپزشک در ابتدا ماهی یک بار و بعد بسته به پیشرفتی که در درمان صورت میگیره، به هر دو ماه یک بار کاهش پیدا میکنه. و هندلکردن هزینهش آسونتره.
مصرف دارو به من کمک کرد بتونم به ثُبات بیشتری برسم. اضطرابهای پیش از پریودم کمتر شد. حتا درد پریود من به شکل قابلمشاهدهیی کمتر شده. من حالا بعد از یک سال که دارو مصرف میکنم بهوضوح میتونم ببینم که آشفتگیهای خُلقی پیش از پریودم، کمتر و تا حد زیادی قابلکنترل شده. حالا میتونم نوشخوار فکریم رو مدیریت کنم. اگر اختلاف نظری با همسرم داشته باشم بر خلاف قبل خیلی بهتر میتونم مدیریت کنم و.. بسیار نکات ریز و درشتی که هم خودم و هم همسرم درین مدت متوجه شدیم که حتا باعث افزایش رضایت ما در زندگی مشترکمون شده.
امروز بهخوبی متوجه میشم که ظرفیت روانیم برای بودن در جمع و تحمل سروصدای آدمها! بیشتر شده. ظرفیت روانیم برای پذیرش اشتباهات خودم و دیگران خیلی بیشتر شده.
و ناگفته نذارم که من در کنار مصرف دارو، اگرچه نمیتونم به تراپیست مراجعه کنم اما به صورت یه پروژهی فردی با نوشتن احساساتم و واکنشهام به اتفاقات و حرفهای دیگران و صدالبته مطالعه در این زمینه، سعی میکنم خودم و الگوهای تکرارشوندهی فکری و رفتاریم رو بشناسم تا به درک بهتری از خودم برسم و نقشهی راه خودم رو بهتر ترسیم کنم.
امیدوارم شما هم اگر فکر میکنید نیاز به کمک یک روانپزشک دارید این لطف رو از خودتون دریغ نکنید.
در آخر خوشحالم که این تجربه رو با شما درمیون گذاشتم و ممنونم که میخونید. 🙂
#تراپی #روانپزشک #تجربهی_زیسته #رواندرمانی
@Zahraminevisad
267
راستش امروز لازمه روز مادر رو به خودم تبریک بگم :) چون درست ۲۰ ساله که دارم برای خودم مادری میکنم☺️ سخت بوده؛ هیچوقت آسون نبوده! اما تلاش کردم مادری «بهقدر کافی خوب» باشم برای اون دختربچهی کوچولوی گاهی ترسیدهی درونِ خودم. و خب... از خودم راضیام!
+ مامانهای خوشگل این کانال، روی ماهتون رو میبوسم. 🫂
۲۰ آذر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
