شایان آبروشن | شاعر
Відкрити в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
502
Підписники
Немає даних24 години
+327 днів
+9030 днів
Архів дописів
پیش تو هرقدر از دلتنگیام گفتم نشد
درددل کردم ولی از دردهایم کم نشد
رفتیو درخودشکستم،نیستمغمگینکهسرو
بعد طوفان بر زمین افتاد اما خم نشد
خواب دیدم در جهنم باز دنبال توام
بر غم عشق تو حتی مرگ هم مرهم نشد
هیچکس جای تو را در خاطراتم پر نکرد
بردی از یادم ولی یادت فراموشم نشد
جز وصالت آرزوهای زیادی داشتم
مثل صدها آرزوی دیگرم، این هم نشد
#مجید_ترکابادی
علت چشمان سرخ و صورت زردم تویی
دیدمت با دیگری باور نمیکردم تویی
#مجید_ترکابادی
به دور از عشق تو هر روز میمیرم
زمستان را بهاران کن برای قلب درگیرم
#شایان_آبروشن
دیگر آن عاشق خیره سر تو هیچ جوان نیست
نغمهخوان شبِ چشمش غم و گریه است "بنان" نیست
در خیالات غزل چشم تو را عطر و قلم زد
رنگ چشمان سیاهت اثر "فرشچیان" نیست
تا ابد از غزلم چشم تو پیدا و عیان است
عشق محدودِ مکان یا که جوانی و زمان نیست
زجر، شبها غم او خوردن و بی تاب شدن بود
درد والله و به قرآن که چونین است و چونان نیست
این سکوتم همه جا ورد زبان همگان شد
عشق در سینه نفیس است نیازی به فغان نیست
فصل ها را شده ام جملگی دیوانهٔ تو پس
بهترین وقت برای سفر عشق خزان نیست
#شایان_آبروشن
بشکن آن آیینه را، در شعر من خود را ببین
شرح این زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟
#مهدی_فرجی
عصر جمعه است و دلم در تب و تاب است
یادی از آن گمشده، در این دلِ تنگم چه خراب است
#مهدی_اخوان_ثالث
