شایان آبروشن | شاعر
الذهاب إلى القناة على Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
503
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+197 أيام
+8830 أيام
أرشيف المشاركات
دوش تا صبح از هجوم حسرت نظّارهات
چون گریبانِ مصیبتدیده، چشمم باز بود
#شکیبی_اصفهانی
Repost from بــوک گــرام
سال ها بعد در مورد ما خواهند نوشت مردمانى بى تصميم در حاشیه جهان خويش گران زندگى مى كردند، اما ارزان مى مردند!
#محمد_حسین_جلیل_زاده
Repost from کاکتوس🌵
بی پولی حتی نمیذاره دقیقا بفهمی کارکترت چیه، سلیقه ات کدومه، چیو دوس داری چیو دوس نداری، مغزت همه چیو میذاره روی ترازوی ارزش مادی و چیزای گرون به نظرت درستتر و قشنگترن و تا آخر عمر محکوم میشی از هیچ چیز در دسترسی لذت نبری چون همیشه ناامنی هات ارزون و دم دستی بودن.
|niki|
@Cactos 🌵
پیش تو هرقدر از دلتنگیام گفتم نشد
درددل کردم ولی از دردهایم کم نشد
رفتیو درخودشکستم،نیستمغمگینکهسرو
بعد طوفان بر زمین افتاد اما خم نشد
خواب دیدم در جهنم باز دنبال توام
بر غم عشق تو حتی مرگ هم مرهم نشد
هیچکس جای تو را در خاطراتم پر نکرد
بردی از یادم ولی یادت فراموشم نشد
جز وصالت آرزوهای زیادی داشتم
مثل صدها آرزوی دیگرم، این هم نشد
#مجید_ترکابادی
علت چشمان سرخ و صورت زردم تویی
دیدمت با دیگری باور نمیکردم تویی
#مجید_ترکابادی
به دور از عشق تو هر روز میمیرم
زمستان را بهاران کن برای قلب درگیرم
#شایان_آبروشن
دیگر آن عاشق خیره سر تو هیچ جوان نیست
نغمهخوان شبِ چشمش غم و گریه است "بنان" نیست
در خیالات غزل چشم تو را عطر و قلم زد
رنگ چشمان سیاهت اثر "فرشچیان" نیست
تا ابد از غزلم چشم تو پیدا و عیان است
عشق محدودِ مکان یا که جوانی و زمان نیست
زجر، شبها غم او خوردن و بی تاب شدن بود
درد والله و به قرآن که چونین است و چونان نیست
این سکوتم همه جا ورد زبان همگان شد
عشق در سینه نفیس است نیازی به فغان نیست
فصل ها را شده ام جملگی دیوانهٔ تو پس
بهترین وقت برای سفر عشق خزان نیست
#شایان_آبروشن
