شایان آبروشن | شاعر
Відкрити в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
503
Підписники
Немає даних24 години
+327 днів
+8930 днів
Архів дописів
Repost from در رشته ادبیات!
#وعده بیست و دوم.
کم خورده شود میوه ز شیرینی بسیار
داغم که لبش را به تمامی نتوان خورد..
_ وحید قزوینی.
در مرام ما گداییِ محبت نارواست
با دل ما دوستی هر که ندارد…خیر پیش…
#مسیح_مسیحا
Repost from آرامـ♡ـش دریـ ुुुुु 🩵 ुـا
از هر که شنیدم که عاشق شده بر ما
صد ها سخن کذب و دروغین شنیدیم..
#شایان_آبروشن👌🏼♥️
گل سرخم چرا پژمرده حالی؟
بیا قسمت کنیم دردی که داری...
بیا قسمت کنیم بیشش به من ده
که تو کوچک دلی طاقت نداری
به بستر افتمٖ و مردن کنم بهانه ی خویش
به این بهانه مگر آرمت به خانه ی خویش...
#بابافغانی_شیرازی
به ڪدام دل توانم ڪه تن از غمش رهانم
به چه حیله واستانم دل خود ز چنگ او من..
#فخرالدین_عراقی
یک روز از سرِ بیکاری به بچههای کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که: «فقر بهتر است یا عطر؟»
قافیه ساختن از سرگرمیهایم بود. چند نفری از بچهها نوشتند «فقر». از بین علم و ثروت، همیشه علم را انتخاب میکردند. نوشته بودند که «فقر» خوب است؛ چون چشم و گوش آدم را باز میکند و او را بیدار نگه میدارد، ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش میکند.
عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند؛ چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچهها نوشته بود «عطر». انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود:
«عطر، حسهای آدم را بیدار میکند که فقر، آنها را خاموش کرده است.»
فریبا وفی
📓 رویای تبت
نگاهت میڪنم
شبیہ شعر و غزلی،
موزون و متناسب،
دلنشین و دلنواز،
ڪسے چہ میداند
شاید خدا هوس شعر ڪردہ بود،
تو را آفرید.
#سیما_امیرخانے
