شایان آبروشن | شاعر
Відкрити в Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
486
Підписники
Немає даних24 години
+137 днів
+7030 днів
Архів дописів
نوازشم که میکنی
من از جهانی برمیگردم که از خیال نفس های تو
مرا درگیر تو کرده است ...
#الهام_پورعبدالله
بیا اسم تو را بگذاریم باران
و من بیچتر در صدای خندههات
کودکانه بازی کنم
خیس شوم و نگاهم به تو باشد.
میشود؟
#عباس_معروفی
برای چشم تو باید کتاب و دیوان گفت
نمی شود که تو یک بیت مختصر باشی..
#علیرضا_تقی_زاده
به زیر سایهی زلف تو آمدهست دلم
به غم بگوی که این خسته،
در پناه من است:)
#هوشنگ_ابتهاج
با تو حرف ها دارم
در این هیاهوی خاموش ..
با سکوتِ پُر از فریادت
دست و پنجه نرم می کنم ..
چه ساده ندارمت!
چه بی پروا می خواهمت!
چه نمناک دلتنگم ..!
با تواَم
عزیزِ لحظه های من ...
#باران_قیصری
تو را شناختم
تو را یافتم و
تو را دریافتم و
همه حرفهایم شعر شد...
#احمد_شاملو
بی قرار توام و
در دل تنگم گله هاست
آه!
بیتاب شدن
عادت کم حوصله هاست...!
#فاضل_نظری
ای عشق زیبای منی
هم من توام هم تو منی
هم سیلی و هم خرمنی
هم شادیی هم درد و غم
#مولانا
دستهای روشنات را
از روزهای تاریکم
دور نکن
این روزها
تنها تویی که زیبا ماندهای..!
#امید_یاشار
و چشمانت
همان رویایی بود
که من بارها در خوابهایم دیده بودم
و در بیداری آرزو کرده بودم...
#رضا_قصیری
شعرهای من چشم دارند
حتی چشم های شعرم را
که می بندم
تو بر کلماتم راه می افتی
و می رقصی.
خواب هم که باشم
صدای تق تق کفش هات
در سرسرای خوابم می پیچد...
کور که نیستم گل قشنگم!
آمدنت را تماشا می کنم
و این لبخند برای توست.
بیا سراسیمه بیا....
#عباس_معروفی
ز یاد بردنت ای آشنای من ، سخت است
ببخش مثل تو بودن برای من سخت است
مرا رها کن از این شهر غرق دود برو
نفس کشیدن تو در هوای من سخت است
بدون اینکه بخواهم دلیل درد تو ام
خدا کند که نباشی بجای من ، سخت است
برای انکه مرا هیچوقت دوست نداشت
چقدر شعر سرودن خدای من سخت است
برای تو که خدایی ، خدای من تو بگو
که استجاب کدامین دعای من سخت است؟
#سید_تقی_سیدی
Repost from توییت فارسی ™️
ما معمولاً زندگی رو مثل یک راهرو میبینیم که باید از اون رد بشیم تا برسم به اتاقی که قراره بالاخره در اون زندگیکنیم.
اما،
هیچ اتاق نهاییای در کار نیست.
زندگی همون راهروییه که هرروز داریم با عجله ازش رد میشیم.
join → @twitfarsi ™️
تنها به من بیاندیش
من در رویای تو
شعر خواهم گفت
شعری درباره
چشمهایت و دلتنگی...
#جبران_خليل_جبران
غَم انگیزترین ...
نقطه دُنیا ،آغوش مَن است ...
وَقتی بی اندازه جای تو دَر آن خالیست!
#فرشته_رضایی
