uk
Feedback
دَسْــتــی کِـہ مویــتـ را نَبــافتــ

دَسْــتــی کِـہ مویــتـ را نَبــافتــ

Відкрити в Telegram

سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد «نوشته ها و اشعار شایان آ‌ب‌روشن» حرفی سخنی: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
335
Підписники
+124 години
+137 днів
+6530 день
Архів дописів
به دلم مژده که ایام جوانی به سرآمد هوس عشق و غزل های نهانی به سرآمد به کهن سالی چشمان پر از اشک قسم که خوش و شایسته که احوال خزانی به سر آمد در بهاران کهولت غم هجران کسی نیست طلب عشق تو با چرب زبانی به سر آمد چه خوشی دیدم از آن شور و شعف های جوانی ضرری نیست که ایام گرانی به سر آمد چه سرم آمده؟ من میل وصالت به سرم نیست روزگار طلب اینکه بمانی به سرآمد :)
#شایان_آب‌روشن

پست جدید: https://www.instagram.com/reel/DbdY3YvR2EP/?igsh=MWdsaHMzdXp5Nnlnbw== توی اینستاگرام بدون زیرنویسش متاسفانه بارگذاری شد. امیدوارم از این شعر و ویدیو لذت ببرید❤️

خب دیگه پاک میکنم بین خودمون بمونه😔

اونی که لایک کردی»»»»

غم های دیگر شاخه هایم را نشانه رفته اند اما تو آن دردی که از ریشه مرا سوزانده ای
#شایان_آب‌روشن

دلم تنگه حتی برا شعر زهرمارتم

اون روزو میبینم

خنده داره نه؟

شعرمم دیگه نمیاد مبارک خیلیا

تاکید میکنم غم هایی بی اهمیت

گاهی خدا آدمی را سر راهت میگذارد که تو را به راهی که به آن تعلق داری و برایت بهتر است بکشاند اما تو هنوز بتو درگیر غم های بی اهمیتی و خستگی هایی گذرا تو را باز میدارند...

آقای قمیشی واقعا بیا بگو؛ کی زیر رگبار نگاهِ یکی دلمون زیر و رو میشه اخه

بعد از رفتنت... زندگی مانند وقتی که آمدی تغییراتی کرده. زندگی ام مانند کسی شده که در زمستان تهران اسیر است، زنده است اما با هر نفسش بدون بهار عشق‌ یک قدم به مرگ نزدیک تر میشود... غذا ها انگار بی نمک شده اند! آبی که میخورم مثل آب تسویه شده. تلخ است. کفش خودم که هیچ، حتی کفش خیالم که به برگشتنت فکر میکند پای شعرم را میزند... کتاب ها را خاک گرفته آنهایی که شعر نیستند بیشتر. غبار کاش فقط روی پنجره ی اتاق مینشست، اما غباری از جنس دلتنگی روح مرا آلوده ی چشم انتظاری کرده و هیچ چیزی نیست که پاکش کند... آلزایمر؟ حتی نمیتوانم فراموش کنم که میخواهم فراموشت کنم! کار سختیست میدانی؟ نه! نمیدانی چون، فقط من... به پاییز بعدی که بی تو سر خواهد شد فکر کردم و مرگ را برای اولین بار کشتم!
#شایان_آب‌روشن

قهرِ قهرم با تو اما لااقل این را بدان فرق داری تو برایم با تمام این جهان. #الهه_نوروزی

🌒 #عمادالدین_ربانی با تار اشک زخم‌ تو را من رفو کنم با مردمان دیده تو گفت و گو کنم آیینه‌ام که دشمن من مرگ و دشمنی‌ست با مرگ
🌒 #عمادالدین_ربانی با تار اشک زخم‌ تو را من رفو کنم با مردمان دیده تو گفت و گو کنم آیینه‌ام که دشمن من مرگ و دشمنی‌ست با مرگ، دشمنان تو را روبرو کنم من عطر بچه‌های به خون خفته تو را از غنچه‌های سرخ زبان‌بسته بو کنم مادر! فرنگ گرچه قشنگ است غربت است دور از تو کوکانه تو را جست‌ و جو کنم در این جهان مراست هزار آرزو ولی وقتی وطن نماند چرا آرزو کنم؟ #سوره_سرو 🆔 @mahfel_sarv

چه شعرها که بدهکارِ چشم‌هایِ توام ... #معصومه_صابر

دیالوگ جالبی تو فیلم دفترچه خاطرات دیدم بیاید با شمام به اشتراک بذارم :) تو خواننده افتضاحی هستی اما من عاشق این آهنگم