ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

شایان آب‌روشن | شاعر

شایان آب‌روشن | شاعر

الذهاب إلى القناة على Telegram

سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آ‌ب‌روشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
562
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+67 أيام
+8730 أيام
أرشيف المشاركات
ز دستِ جورِ تو گفتم ز شهر خواهم رفت به خنده گفت که حافظ، برو! که پای تو بست؟ #حافظ

دیروز ز حال همه عالم خبرم بود امروز چنانم که ندارم خبر خود #هلالی_جغتایی

گویی دلت چرا نشد از هجر من غمگین آن‌قدر تنگ شد که درو جای غم نماند #قاآنی

چون در دریا افتادی و شنا نمی‌دانی مُرده شو. تا آب تو را بر سر نهد #شمس_تبریزی

بیتی از معینی کرمانشاهی: دم به دم تنگ کنم دایره‌ی خلوت خویش تا بدانجا که دهم دل به دل صحبت خویش دوری و دوستی و حرف کم و رنجش کم با چنین شیوه توان داشت نگه عزت خویش

از معینی کرمانشاهی رو سرسری بگیریم: دم به دم تنگ کنم دایره‌ی خلوت خویش تا بدانجا که دهم دل به دل صحبت خویش دوری و دوستی و حرف کم و رنجش کم با چنین شیوه توان داشت نگه عزت خویش

Repost from N/a
تلخی اخلاق را اندام موزون حل نکرد استکانم شد کمر باریک و چایم تلخ ماند - قابل توجه اونایی که فکر میکنن زیبایی؛ همه چیزه.

دوباره شب شد و از خواب خوش گریزانم دوباره خانه‌ی ماه و ستاره مهمانم. شبتون بخیر

مکن از خواب بیدارم خدایا که دارم خلوتی خوش با خیالش #حافظ

photo content

رسالة صوتية02:02

مولانا پرسید: آیا فاصله‌ای می‌تواند رفاقت را از بین ببرد؟ شمس پاسخ داد: نه؛ فاصله میان دو تَن است، نه میان دو دل💙

درد دل پوشیده مانی تا جگر پرخون شود بِه که با دشمن نمایی حال زار خویش را #سعدی

از یاد ببر، تنگ در آغوش بگیرم از یاد ببر هرچه از این دل گله داری #سمانه_هاشم_آبادی

دستانت را به من بسپار تا ذکر دوست داشتنم را با انگشتان تو شمارش کنم... #امید_آذر

هزار عاشق دیوانه در من است، که هرگز به هیچ بند و فسونی نمیکنند رهایت #حسين_‌منزوى

این همه رنج کشیدیم و نمی‌دانستیم که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست #هوشنگ_ابتهاج

لا به رای خنده های جمع یادت میکنم خیره ماندن ها به نقش روی قالی ساده نیست #محسن_حیدری

راه می‌آمد و خوش بود اوایل با من دارد امروز اگر این همه مشکل با من صبر کن ای دل دیوانه! ببین تا چه کند عاقبت رفتن معشوقه‌ی عاقل با من نام «دل» بردم و از سینه‌ام آتش برخاست تا بدانی که چه کرده‌ست همین دل با من عمری از عشق چنان بود نصیبم که شده‌ست معنی «حسرت» و «اندوه»، معادل با «من» با چنین بخت سیاهی، چه امیدی به وصال؟! نیست از مزرعه‌ی سوخته، حاصل با من «مرگ، بهتر که از او دور بمانم» این را گفت یک ماهی افتاده به ساحل، با من -سجاد رشیدی ‌پور

از من جدا مشو که تو نور دیده‌ای آرام جان و مونس قلب رمیده‌ای #حافظ