"دخترِ شعر"
Відкрити в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
480
Підписники
-224 години
+347 днів
+15630 днів
Архів дописів
482
این پیام فور کن چنلت:))
موزیکی که این روزا قفلی روش بفرست🙂🫂🧚♂
من فوروارد میکنم اینجا با هم گوش بدیم:)
482
این پیام فور کن چنلت:))
موزیکی که این روزا قفلی روش بفرست🙂🫂🧚♂
من فوروارد میکنم اینجا با هم گوش بدیم:)
482
این پیام فور کن:))
موزیکی که این روزا قفلی روش بفرست🙂🫂🧚♂
من فوروارد میکنم اینجا با هم گوش بدیم:)
482
Repost from "پُرگویی های میانِ جادو"
زن در صورت تاریخ این سرزمین همیشه غایبِ
در سیرت تاریخ اما قصه اش علی حده ست .
482
همهٔ شعرهای جهان را مرور میکنم
میگویم: مبادا! شاعری به دور از چشم من
شعری را برایت سروده باشد :))!🥑♥️◝🌱𓍯 ִֶָ
482
فقط نتیجه اش همین شد
عشق
و دوست داشتن زیادی
برای جسم نیست
و روح هم نمیتواند این بار در اینجا به دوش بکشد
زیادی برایش سنگین است...
482
طبق عهدِ الست،
همهٔ ارواح در یک روز آفریده شدهاند؛
پس گویی روحها، پیش از آنکه در قالبِ جسم و زمان پراکنده شوند،
از یک مبدأ آمدهاند؛
همسن، همریشه و آشنا با حقیقتی مشترک.
با خودم فکر میکردم این اشتراکِ بزرگ
باید روزی موجبِ وصال و درمان شود؛
باید میانِ روحهایی که از یک آغاز آمدهاند،
راهی به سوی یکدیگر وجود داشته باشد.
اما فهمیدهام که چنین نیست.
عشق، حتی اگر میانِ دو روح شکل بگیرد،
الزاماً به وصال نمیانجامد.
همانطور که ممکن است به پسرِ فقیر نرسد،
به مردِ بالغ و توانگری با سرمایهٔ فراوان نیز نرسد.
پس شاید عشق، آن چیزی نیست که برای زمین آفریده شده باشد؛
شاید دوست داشتن، پیش از آنکه برای جسمِ خاکیِ ما باشد،
برای چیزی فراتر از آن است.
482
حافظه قوی داشتن خیلی خوب نیست؛ چون همهچیز را به خاطر میآوری، حتی کوچکترین رفتارش را.
