es
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Ir al canal en Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
480
Suscriptores
-224 horas
+347 días
+15630 días
Archivo de publicaciones
از چه بترسم؟ من مدت‌هاست در قلبت مرده‌ام.

sticker.webp0.09 KB

چرا باید در گذشته این همه کاش‌ها باشد...

sticker.webp0.08 KB

Repost from RegaPlus

این پیام فور کن چنلت:)) موزیکی که این روزا قفلی روش بفرست🙂🫂🧚‍♂
من فوروارد میکنم اینجا با هم گوش بدیم:)

این پیام فور کن چنلت:)) موزیکی که این روزا قفلی روش بفرست🙂🫂🧚‍♂ من فوروارد میکنم اینجا با هم گوش بدیم:)

این پیام فور کن:)) موزیکی که این روزا قفلی روش بفرست🙂🫂🧚‍♂
من فوروارد میکنم اینجا با هم گوش بدیم:)

در اوج ناتوانی به سر میبرم...

زن در صورت تاریخ این سرزمین همیشه غایبِ در سیرت تاریخ اما قصه اش علی حده ست .

همهٔ شعرهای جهان را مرور می‌کنم می‌گویم: مبادا! شاعری به‌ دور از چشم من شعری را برایت سروده باشد :))!🥑♥️◝🌱𓍯 ִֶָ

فقط نتیجه اش همین شد عشق و دوست داشتن زیادی برای جسم نیست و روح هم نمی‌تواند این بار در اینجا به دوش بکشد زیادی برایش سنگین است...

نپرس چطوری نصف شبی این به ذهنم اومد ولی دیروز زیادی درگیر تناقض ها شدم

طبق عهدِ الست، همهٔ ارواح در یک روز آفریده شده‌اند؛ پس گویی روح‌ها، پیش از آنکه در قالبِ جسم و زمان پراکنده شوند، از یک مبدأ آمده‌اند؛ هم‌سن، هم‌ریشه و آشنا با حقیقتی مشترک. با خودم فکر می‌کردم این اشتراکِ بزرگ باید روزی موجبِ وصال و درمان شود؛ باید میانِ روح‌هایی که از یک آغاز آمده‌اند، راهی به سوی یکدیگر وجود داشته باشد. اما فهمیده‌ام که چنین نیست. عشق، حتی اگر میانِ دو روح شکل بگیرد، الزاماً به وصال نمی‌انجامد. همان‌طور که ممکن است به پسرِ فقیر نرسد، به مردِ بالغ و توانگری با سرمایهٔ فراوان نیز نرسد. پس شاید عشق، آن چیزی نیست که برای زمین آفریده شده باشد؛ شاید دوست داشتن، پیش از آنکه برای جسمِ خاکیِ ما باشد، برای چیزی فراتر از آن است.

حافظه قوی داشتن خیلی خوب نیست؛ چون همه‌چیز را به خاطر می‌آوری، حتی کوچک‌ترین رفتارش را.