"دخترِ شعر"
Відкрити в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
562
Підписники
-524 години
+287 днів
+18730 днів
Архів дописів
558
Repost from 𝐃𝐑𝐀𝐗
نویسندگی برای من فقط نوشتن روی کاغذ نیست بیشتر شبیه راه رفتن توی ذهنمه هر چیزی که میبینم یا حس میکنم میشه یه تکه از داستان حتی وقتی سکوت میکنم یا به آسمون نگاه میکنم کلمهها توی دلم شروع میکنن به حرکت
یه وقتایی حس میکنم نویسندگی یعنی حرف زدن با خودم با همون بخشایی که هیچکس نمیبینه و نمیشنوه انگار کلمهها پلی میشن بین من و خودم بین من و دنیا
نویسندگی یه جوریه که انگار زندگی رو دوبار میشه تجربه کرد یه بار همونجوری که هست و یه بار هم همون زندگی ولی توی شکل دیگه توی خیال توی قصه . . . .✨
#از_من 🖤
558
Repost from شین مثل شایار
یاسی با سایههایی از طوسی نقره ای
دلیل: دختر = لطافت، طراوت، شادی صورتی ملایم
· شعر = رؤیا، ظرافت، عمق و کمی دلتنگی → بنفش یاسی و طوسی نقره ای
ترکیبش میشه لطیف، هم رویایی، هم یه کم غمگین اما قشنگ.
https://t.me/Peom_Girl
558
Repost from راویِ اَدب
داستانی از زندگی شهریار....
در اوایل تحصیل پزشکی شهریار عاشق دختری بنام ثریا دختر عبدالله امیرطهماسبی (فرمانده گارد احمدشاه قاجار) شد و با او رابطه عاشقانه ای داشت.
چراغعلی سالار حشمت رقیب عشقی شهریار و پسر عموی رضا شاه بود به همین دلیل ثریا مجبور به ازدواج با او شد.
شهریار پس از ازدواج ثریا قبل از فارغ التحصیلی، درس را کنار گذاشت و به نیشابور رفت و تا سال 1314 در سازمان اسناد این شهر مشغول بکار شد اما اواخر سال 1314 بخاطر بیماری به تهران اعزام شد و دوباره عشق سابق خود را دید.
ثریا برای عیادت از شهریار به دیدن او در بیمارستان رفت و در آنجا شهریار این غزل را سرود:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرابعد از درمان در تهران ماند اما دیگر ارتباطی با ثریا نداشت و در بانک کشاورزی استخدام شد. شهریار این شکست، و ناکامی عشق، را موهبت الهی می دانست که از عشق مجازی به عشق حقیقی و معنوی او را رساند. ثریا و شهریار دیگر ارتباطی با یکدیگر نداشتند و بنا به گفته پسر شهریار در سال 1348 تنها دو نامه توسط ثریا ارسال شده که شهریار هم در جواب آنها غزل های مشهور خود را ارسال کرده است. ثریا هفت سال بعد از مرگ شهریار، تقریبا در سال 1374 فوت کرده و هیچ تصویر و عکسی از وی موجود نیست.
