ar
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

الذهاب إلى القناة على Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
537
المشتركون
-524 ساعات
+287 أيام
+18730 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from 𝐃𝐑𝐀𝐗
استارز ⭐️
جوین باشید لطفا

Repost from 𝐃𝐑𝐀𝐗
استارز ⭐️
جوین باشید لطفا

Repost from 𝐃𝐑𝐀𝐗
نویسندگی برای من فقط نوشتن روی کاغذ نیست بیشتر شبیه راه رفتن توی ذهنمه هر چیزی که می‌بینم یا حس می‌کنم میشه یه تکه از داستان حتی وقتی سکوت می‌کنم یا به آسمون نگاه می‌کنم کلمه‌ها توی دلم شروع میکنن به حرکت یه وقتایی حس می‌کنم نویسندگی یعنی حرف زدن با خودم با همون بخشایی که هیچ‌کس نمی‌بینه و نمی‌شنوه انگار کلمه‌ها پلی میشن بین من و خودم بین من و دنیا نویسندگی یه جوریه که انگار زندگی رو دوبار میشه تجربه کرد یه بار همونجوری که هست و یه بار هم همون زندگی ولی توی شکل دیگه توی خیال توی قصه . . . .✨ #از_من 🖤

این ضد نقیض ها این نشانه ها چه معنایی در پی دارد...

یاسی با سایه‌هایی از طوسی نقره ای دلیل: دختر = لطافت، طراوت، شادی صورتی ملایم · شعر = رؤیا، ظرافت، عمق و کمی دلتنگی → بنفش یاسی و طوسی نقره ای ترکیبش میشه لطیف، هم رویایی، هم یه کم غمگین اما قشنگ. https://t.me/Peom_Girl

sticker.webp0.05 KB

sticker.webp0.05 KB

داستانی از زندگی شهریار.... در اوایل تحصیل پزشکی شهریار عاشق دختری بنام ثریا دختر عبدالله امیرطهماسبی (فرمانده گارد احمدشاه قاجار) شد و با او رابطه عاشقانه ای داشت. چراغعلی سالار حشمت رقیب عشقی شهریار و پسر عموی رضا شاه بود به همین دلیل ثریا مجبور به ازدواج با او شد. شهریار پس از ازدواج ثریا قبل از فارغ التحصیلی، درس را کنار گذاشت و به نیشابور رفت و تا سال 1314 در سازمان اسناد این شهر مشغول بکار شد اما اواخر سال 1314 بخاطر بیماری به تهران اعزام شد و دوباره عشق سابق خود را دید. ثریا برای عیادت از شهریار به دیدن او در بیمارستان رفت و در آنجا شهریار این غزل را سرود:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
بعد از درمان در تهران ماند اما دیگر ارتباطی با ثریا نداشت و در بانک کشاورزی استخدام شد. شهریار این شکست، و ناکامی عشق، را موهبت الهی می دانست که از عشق مجازی به عشق حقیقی و معنوی او را رساند. ثریا و شهریار دیگر ارتباطی با یکدیگر نداشتند و بنا به گفته پسر شهریار در سال 1348 تنها دو نامه توسط ثریا ارسال شده که شهریار هم در جواب آنها غزل های مشهور خود را ارسال کرده است. ثریا هفت سال بعد از مرگ شهریار، تقریبا در سال 1374 فوت کرده و هیچ تصویر و عکسی از وی موجود نیست.

اما روزی که دل کسی شکستید

Repost from 🌻...Sun🌞
وای قلبم برزیل حذف شد😭💔

شما چرا بیدارید؟! @PeomsGirlBot

دارم سعی میکنم بخوابم نمیشه🙄

من غریبم بی تو

آشنای من

میشه یه هُل بدین امشب ۱۰ دوست جدید بیاد؟؟؟

اشعار بنده با #ارغوان دنبال بفرمایید✨

زیادی چنل شلوغ

حتی سخت شرح دهم چرا سخت است

واقعا سخته احساسات کسی گاهی کلمات بفهمی

و تو حتی با کلمات هم نشناختم