"Mavi"
Відкрити в Telegram
«تو،لحظهای سکوت بودی،در همهمهی بلند آدمها.» ناشناس: https://t.me/iRoChatRobot?start=sec-hegejagefd
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
237
Підписники
-424 години
+57 днів
+530 днів
Архів дописів
236
هیچگاه بزرگسالی را چنین وحشتناک نمیدانستم. برای اندکی شادی به اندازهی دریا گریستن؛ برای ذرهای امید زندگی را زیر و رو کردن...
236
راستش من خیلی کار دارم هنوز، خیلی چیزها هم برای از دست دادن دارم، ولی اگه بهم بگن همین الان میتونی چشمات رو ببندی و دیگه بیدار نشی با آرامش تمام چشمام رو میبندم.
236
از اینکه احساسات مختلفی رو همزمان تجربه میکنم، خستهام. یه لحظه امیدوارم، یه لحظه ناامید، یه لحظه آروم، یه لحظه آشفته، دائم در نوسانم.
236
اگه کسی گفت وقت نداره زر زده من شخصا آدمی برام مهم باشه ، از خوابم میزنم که دو کلمه حرف بزنم دلم آروم بگیره
236
پارتنرت خودش بايد ارزشت رو بدونه،خودش بايد بفهمه وقتى تو هستى خيلى كارها میرن تو ليستِ اضافه كارى.
نه اينكه بدويى، بجنگی، حرص بزنى تا ثابت كنى جايگاهت رو.
