"Mavi"
前往频道在 Telegram
«تو،لحظهای سکوت بودی،در همهمهی بلند آدمها.» ناشناس: https://t.me/iRoChatRobot?start=sec-hegejagefd
显示更多未指定国家未指定类别
236
订阅者
-224 小时
+37 天
+330 天
帖子存档
236
من نمیخوام خیلی چیزهارو تجربه کنم که بهم نهایتا بگن باتجربه و دنیا دیده. یه روح آسیب دیده با کوه تجربه به چه درد من میخوره؟!
236
هیچگاه بزرگسالی را چنین وحشتناک نمیدانستم. برای اندکی شادی به اندازهی دریا گریستن؛ برای ذرهای امید زندگی را زیر و رو کردن...
236
راستش من خیلی کار دارم هنوز، خیلی چیزها هم برای از دست دادن دارم، ولی اگه بهم بگن همین الان میتونی چشمات رو ببندی و دیگه بیدار نشی با آرامش تمام چشمام رو میبندم.
236
از اینکه احساسات مختلفی رو همزمان تجربه میکنم، خستهام. یه لحظه امیدوارم، یه لحظه ناامید، یه لحظه آروم، یه لحظه آشفته، دائم در نوسانم.
236
اگه کسی گفت وقت نداره زر زده من شخصا آدمی برام مهم باشه ، از خوابم میزنم که دو کلمه حرف بزنم دلم آروم بگیره
