دختر سرزمین بودا
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
208
Підписники
+124 години
-37 днів
+330 днів
Архів дописів
نمیتوانم با جمله (پشت مسافرا نباید گریه کرد) کنار بیایم.
چطور پشت مسافران که قرار است سال ها نبینم گریه نکنم؟
درسته انسان گاهی موجود خودخواهی میشه و فکر می کنه بدون دوست و آدم های دیگر میشه ادامه داد، ولی بیایید دوستانی را همیشه کنار خود داشته باشیم، آنها گاهی دلیلی برای ادامه دادن و گاهی همراهِ برای گذر از شرایط متفاوت هستند.
بدون آنها نیز این زندگی تعریفی ندارد.
#دلی
شده تا حالا از حجم کارهایی که باید انجام بدهی، یا از مسیر طولانیای که در پیش داری، گریهات بگیره؟
گاهی حیرانم کدام حرف آدم ها را باور کنم، و اگر حرف هایشان را باور کنم، با رفتار شان چه کنم؟
من کابلم، بی او ولی خالی از آزادی
من بامیانم، آه، در فقدانِ بودایش
نظمِ جهان یعنی که هر چیزی سرِ جایش؛
فرضِ مثال، انگشتهایم بینِ موهایش
گاه از بَر و دوشش، به سوی لالهی گوشش
لبهای من رفتهست از اینجایش به آنجایش
از بوسههایم گردنش را برحذر دارد
چون پیشِ خواهرخواندههایش کرده رسوایش
در زندگیِ بعدیِ خود آرزو دارم
چون حبّهی قندی بیفتم داخلِ چایش
شاعر: رامین مظهر
Repost from FOu!
همیشه به دست آوردن چیزی که دوست داری، سخت و طاقتفرساست. اما وقتی بهش میرسی، عجیب به دلت میچسبه.
الان اونجاییم که علی مصفا میگفت: صبر میکنم دیگه، صبر نکنم چیکار کنم؟
هیچ وزنهای سنگینتر از بلند کردن خودت تو روزهای نا امیدی نیست.
از همان کودکی خانه ما خانه پدرکلان و بزرگ خانواده بود، و اینطور همیشه به شلوغی ها و جمع شدن های موقع عید ها، مهمانی ها، و حتی روز های جمعه عادت کردم... و همینطور آن خاله یا عمه کوچک شدم که همیشه کنار مادرکلان و پدرکلان منتظر همه شان میماندم... الان که فکر میکنم حس خیلی قشنگی است، مخصوصا که داری کمکم میبنی خواهرزاده و برادرزاده هات بزرگ شدن و درست مثل رفیق برات میمانن.حتی الان کنار خواهر برادرت اونا هم همون اندازه عشق و محبت را در مقابلت داره.
راستش من این شلوغی ها، جمع شدن ها، خندیدن ها، و سروصدای بازی بچه ها در خانه را خیلی دوست دارم. امیدوارم این صداها و این جمع شدن ها همیشه همینطور بماند.
#دلی
