uk
Feedback
کـریـسـتـال کـیـانـوش 🐚

کـریـسـتـال کـیـانـوش 🐚

Відкрити в Telegram

"من زندگی به‌خاطرِ مُردن نمی‌کنم" «عفیف»

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
219
Підписники
Немає даних24 години
+77 днів
+830 день
Архів дописів
گرچه در این روزها جمع است پایم از دلت جانِ من! جایی نخواهد رفت جایم از دلت من شبیهِ آکسیجن هستم و بی‌وقفه هی_ می‌درایم در دلت
گرچه در این روزها جمع است پایم از دلت جانِ من! جایی نخواهد رفت جایم از دلت من شبیهِ آکسیجن هستم و بی‌وقفه هی_ می‌درایم در دلت، پس می‌برایم از دلت دوستت دارم، نشد یکدم بیایی از دلم مهربان‌تر باش! تا کی من بیایم از دلت؟ در دلت روزی اگر نقشی نشیند آن منم نقش های دیگران را میزدایم از دلت در دلت جایی برای شعرهایم هیچ نیست شکوه دارد، درد دارد شعرهایم از دلت کریستال کیانوش

بیا و سرت را بر سینه‌ام بگذار، تا این زندگی به رنجی که می‌‌کشیم، بیارزد... بیا و جبران کن، به بوسه‌های زیاد. جمال _ ثریا

سخنان ابریشمی خدایا چنان کن که از چیزهای ارزشمند زندگی‌ام، جانم اولین چیزی باشد که از من می‌گیری. مولانا علی ع 🕊️ نهج‌البلاغه ۲۱۵

مانندِ طفلی کم سن‌وسالم در آغوشت گه‌گاه شادم، گاه مینالم در آغوشت من با تو خو کردم، تو تنها صاحبم هستی خود را شبیه گربه میمال
مانندِ طفلی کم سن‌وسالم در آغوشت گه‌گاه شادم، گاه مینالم در آغوشت من با تو خو کردم، تو تنها صاحبم هستی خود را شبیه گربه میمالم در آغوشت هر بار بی‌آغوشِ تو بد می‌شود حالم هر بار بهتر می‌شود حالم در آغوشت جولاگکی هستم که از غوغای اطرافم پت می‌شوم در داخلِ جالم/در آغوشت حس می‌کنم آرامش و آسایشی را که اصلن نظیرش نیست در عالم، در آغوشت در بی‌پر و بالی‌ترین اوضاع هم گاهی فارغ ز هر اندیشه، می‌بالم در آغوشت با سکته می‌خوانم برایت شعرهایم را من من ممن لا لا للا لالم... کریستال کیانوش

برای بابونه ها… دلبستگیِ محکمی با باد دارند بابونه ها عاشق شدن را یاد دارند نه اینکه میخندند یعنی شادمانند در کارِ (پنهان کرد
برای بابونه ها… دلبستگیِ محکمی با باد دارند بابونه ها عاشق شدن را یاد دارند نه اینکه میخندند یعنی شادمانند در کارِ (پنهان کردن) استعداد دارند! بابونه ها در باغ محبوسند، اما آزاده اند و خاطرِ آزاد دارند تنها به سازِ ابر می‌رقصند، آنها از دستِ آدم ها دلِ ناشاد دارند زیرا که تنها ابر می‌داند چه شوقی به «درس» و «مکتب رفتن» و «استاد» دارند باید شبیۀ ابر باشی تا بدانی بابونه‌ ها عاشق شدن را یاد دارند کریستال کیانوش

تو از نژادِ بشر نیستی، دروغ نگو! مگر ملائکه‌ای؟ چیستی دروغ نگو؟ اگر که من به همه چیز پشتِ پا بزنم تو پا به پایم می‌ایستی؟ دروغ نگو! کریستال‌کیانوش

vishal mishra🤍

پیش تو خالی می شود جایی برای من هرچند حالا مثلِ رؤیایی برای من دلتنگی‌ام را با خیالت نصف می‌سازم مثلِ عصای دستِ موسایی برای من زیباستی، زیباستی، زیباستی، زیبا... زیبا نباشی نیز زیبایی برای من از اینکه تنهایی پریشان نیستم اصلن خوش می‌شوم از اینکه تنهایی برای من آغوشِ تو دنیاست، یک دنیای بی‌آدم دنیای بی‌آشوب؛ دنیایی برای من «فردا» همان روزی‌ست که ما پیشِ هم باشیم دنیا بدهکار است «فردا»یی برای ما کریستال کیانوش

Jagiit singh 🤍

با چشمانِ مستِ خودم می‌کشمت با عشوه‌ی پیوستِ خودم می‌کشمت جز من اگرت عاشقِ شیداست... نگو! چون آمده با دستِ خودم می‌کشمت کریست
با چشمانِ مستِ خودم می‌کشمت با عشوه‌ی پیوستِ خودم می‌کشمت جز من اگرت عاشقِ شیداست... نگو! چون آمده با دستِ خودم می‌کشمت کریستال کیانوش

به من بچسپ که مارا ز هم جدا نکند مرا به عقد کس دیگری… خدا نکند شنیدنی‌ست فقط از زبان شیرینت! کسی به غیرِ تو نامِ مرا صدا نکند
به من بچسپ که مارا ز هم جدا نکند مرا به عقد کس دیگری… خدا نکند شنیدنی‌ست فقط از زبان شیرینت! کسی به غیرِ تو نامِ مرا صدا نکند عقابٓ سرکش من! غیرِ تو نمی‌شاید پرنده‌ای به سر شانه هام لانه کند بمان ببینمت، امشب بگو به بیداری به خانه‌ای که تو خوابی برو بیا نکند اگر به تو نرسم دفن میکنم خود را اگر کسی سخن عشق را بجا نکند….! قرار داد سر راهِ یکدگر ما را خدا نخواست که کاری برای ما نکند تو از منی و من از تو، نمی‌کند فرقی مرا به نام تو معنا کند وَ یا نکند تو را _عزیز دل من! خدای ناکرده اگر رها بکنم هم، دلم رها نکند کریستال کیانوش

مانندِ سایه در حواشی دوستت دارم تا آخرش هم دور باشی دوستت دارم هرچند با تیغِ حسادت بیش از اندازه آرامشم را می‌خراشی دوستت دار
مانندِ سایه در حواشی دوستت دارم تا آخرش هم دور باشی دوستت دارم هرچند با تیغِ حسادت بیش از اندازه آرامشم را می‌خراشی دوستت دارم تنها ترین ماهیِ قرمز در دلم هستی در هیئتِ یک حوض کاشی دوستت دارم در باغ دیدم روی جلدِ نارون با کارد پهلوی نامم می‌تراشی «دوستت دارم» تو مثل یک مجنونِ عاقل عاشقم هستی من مثل یک لیلایِ ناشی دوستت دارم کریستال کیانوش «خط: سهراب سوشیان»