uk
Feedback
نمیدونم ، خستم .

نمیدونم ، خستم .

Відкрити в Telegram

☕️🍂🌧 محتومِ سابق

Показати більше
Іран113 072Категорія не вказана
719
Підписники
-324 години
-307 днів
-3930 днів
Архів дописів
امروز 11 بهمن 404 ترم سوم حقوق با تمام خوبی و بدی هاش تموم شد ، امتحاناتی که مجازی برگزار شد ، سوالاتی که توی جزوه ام پیدا نمیشدن ، قطع بودن گوگل و اینترنت ، امتحان 8 صبح خونه‌ی دوست ، و . . . الان باید استارت ترم 4 میخورد اما هنوز انتخاب واحدهم نکردیم ‌.

این میز امادست که من درس بخونم .
این میز امادست که من درس بخونم .

'' زنده ام و غمگین ، کاش هیچکدام نبودم ''

در نهایت،چاووشی و چایی مرهم زخمه؛

photo content

ای غم چه زمانی دست از سر ما بر میداری؟

ما انسانها حتی وقتی بدبختیم، باز هم رویا می‌بافیم، این یکی از راز های زنده بودن ماست 🩵

من کلی تحملم با یه ذره آدم.

فعلاً تاریکم، یک روز زیبا سراغ من بیا.

اُمیدوارم دلتنگی‌هاتون پایان داشته باشه .

حرف زدن با کسی که حرفتو میفهمه و حرفشو میفهمی، مثل چایی میچسبه.

من اینجا ، دلم سخت معجزه می‌خواهد ؛ و تو انگار معجزه‌هایت را گذاشته‌ای برایِ روز مبادا . .

ما به نرسیدنا ، نشدنا ، قسمت نبودنا و نخواستنا عادت کردیم.

خداروشکر این وسط کنکور ندارم .

غمگینم، اشتیاق زندگی در من مرده است.

نه داریوش عزیز ، غیراز گریه کاری نمیشه کرد .

نوشته بود : اگر ما آدمک های کتابی هستیم، خواننده کتاب لطفاً کتاب را ببند و دیگر بازش نکن ما خسته ایم مارا حال ادامه دادن نیست .

دوست داشتم بدونم گذروندن این روزا با آدم مورد علاقت چطور حالیه .

اونی که دوست داره، هیچوقت کاری نمیکنه طَعمِ تلخِ بی توجهیو بچشی.

photo content