"BlinkMoment
Відкрити в Telegram
عجیب خوشبختند؛ عاشقانی که معشوقِ معشوق شان هستند
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
303
Підписники
-124 години
-47 днів
-2930 днів
Архів дописів
303
از بیرون شاید فقط یه"نشد"باشه
ولی پشت همین یه کلمه،هزاربار خواستن،هزاربار صبر کردن و هزاربار فروریختن خوابیده.
303
جایی را ترک کردم که در آن خوشحال نبودم و ترک آن نیز خوشحالم نمیکرد،اما میدانستم انسان در مکانی که بیمار شده هرگز درمان نمیشود..
303
مشکل من اینه که بیش از حد خوبی میکنم...
بیش از حد مهربونم
بیش از حد محبت میکنم
بیش از حد مراقبم
بیش از حد به فکرم
بیش از حد میبخشم
بیش از حد میمونم
بیش از حد به فکر بقیه ام
بیش از حد نگرانم دل بقیه نشکنه
بیش از حد خودمو جای دیگران میذارم
بیش از حد از خودم برای دیگران میگذرم
بیش از حد برای موندن آدما تلاش میکنم
و آخرش همون آدما ولم میکنن میرن..🫠
303
دوستانم به من میگویند که تو را فراموش کنم. حرفی که تو خود به من میزدی؛ نه یکبار و بلکه بارها. از دوستت گِلایهای ندارم. آنها نمیدانستند که تو را تا چه اندازه دوست داشتم. حقیقتش خودم هم از انتهای این عشق بیاطلاعام. هنوز که هنوز است، هر روز چهرهای از این عشق در من آشکار میشود که تا روز پیش از آن، در من نبود. دوستام میخواستند من را از این وضع فلاکتبار نجات دهند. از آنها گِلایهای ندارم، اما از تو، از تو عزیزتر از جانم، گِلایه دارم.
چگونه توانستی از آن کلمات استفاده کنی؟! هر روز از خودم میپرسم، کجای مسیر را اشتباه رفتم که نتوانستم به تو حد و اندازهی عشق خودم را نشان دهم.
303
گیرم که به هرحال مرا برده ای از یاد
گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی نه شنیدی نه تو بودی
آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد
با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی؟
یک بار دلت یاد منِ خسته نیفتاد؟
یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟
یک ذره دلت تنگ خانه ات آباد..
این بود جواب منِ دل خسته عاشق؟
شیرین رقیبان شده ای،از لج فرهاد
باشد گله ای نیست خدا پشت و پناهت
احوال خودت خوب و دَمَتگرم دلت شاد
303
در خیابانهای شهری که از آنِ تو نیست،
انتظار دارم که تو را ببینم،
در مهمانی کسانی که هیچ نسبتی با تو ندارند،
انتظار دارم که تو را ببینم.
زنگ خانهای که پلاکش را نمیدانی به صدا درمیآید،
انتظار دارم پشت در، تو را ببینم.
دلم میخواهد سخت و محکم در آغوشت گرفته شوم.
عقب بروم،
انتظار دارم تو را ببینم.
تمام خستگیام را شبانه خواب میکنم،
انتظار دارم در خواب تو را ببینم.
تا به حال چشمهای تو
برای کسی
این چنین مشتاق و منتظر بوده است؟
