ch
Feedback
"BlinkMoment

"BlinkMoment

前往频道在 Telegram

عجیب خوشبختند؛ عاشقانی که معشوقِ معشوق شان هستند

显示更多
未指定国家未指定类别
303
订阅者
-124 小时
-47 天
-2930 天
帖子存档
او هرگز دوستم نداشت! عشق،مرا کور،کر و احمق کرده بود.‌

محبت زیاد آدمارو کور میکنه رابرت🫠..

از بیرون شاید فقط یه"نشد"باشه ولی پشت همین یه کلمه،هزاربار خواستن،هزاربار صبر کردن و هزاربار فروریختن خوابیده.

جایی را ترک کردم که در آن خوشحال نبودم و ترک آن نیز خوشحالم نمیکرد،اما می‌دانستم انسان در مکانی که بیمار شده هرگز درمان نمی‌شود..

photo content

حرامم باشد؛ دگر دلم با نگاه دیگری جز او بلرزد..

مشکل من اینه که بیش از حد خوبی میکنم... بیش از حد مهربونم بیش از حد محبت میکنم بیش از حد مراقبم بیش از حد به فکرم بیش از حد میبخشم بیش از حد میمونم بیش از حد به فکر بقیه ام بیش از حد نگرانم دل بقیه نشکنه بیش از حد خودمو جای دیگران میذارم بیش از حد از خودم برای دیگران می‌گذرم بیش از حد برای موندن آدما تلاش میکنم و آخرش همون آدما ولم میکنن میرن..🫠

حالا بعد اینهمه بازی که سر ما درآوردی..برنده شدی؟؟

دوستانم به من می‌گویند که تو را فراموش کنم. حرفی که تو خود به من می‌زدی؛ نه یک‌بار و بلکه بارها. از دوستت گِلایه‌ای ندارم. آنها نمی‌دانستند که تو را تا چه اندازه دوست داشتم. حقیقتش خودم هم از انتهای این عشق بی‌اطلاع‌ام. هنوز که هنوز است، هر روز چهره‌ای از این عشق در من آشکار می‌شود که تا روز پیش از آن، در من نبود. دوست‌ام می‌خواستند من را از این وضع فلاکت‌بار نجات دهند. از آنها گِلایه‌ای ندارم، اما از تو، از تو عزیزتر از جانم، گِلایه دارم. چگونه توانستی از آن کلمات استفاده کنی؟! هر روز از خودم می‌پرسم، کجای مسیر را اشتباه رفتم که نتوانستم به تو حد و اندازه‌ی عشق خودم را نشان دهم.

photo content

گیرم که به هرحال مرا برده ای از یاد گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد گیرم نه تو گفتی نه شنیدی نه تو بودی آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی؟ یک بار دلت یاد منِ خسته نیفتاد؟ یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟ یک ذره دلت تنگ خانه ات آباد.. این بود جواب منِ دل خسته عاشق؟ شیرین رقیبان شده ای،از لج فرهاد باشد گله ای نیست خدا پشت و پناهت احوال خودت خوب و دَمَتگرم دلت شاد

دخترونگی از صدام میباره

سلامت روان:

语音消息00:17

photo content

در خیابان‌های شهری که از آنِ تو نیست، انتظار دارم که تو را ببینم، در مهمانی کسانی که هیچ نسبتی با تو ندارند، انتظار دارم که تو را ببینم. زنگ خانه‌ای که پلاکش را نمی‌دانی به صدا درمی‌آید، انتظار دارم پشت در، تو را ببینم. دلم می‌خواهد سخت و محکم در آغوشت گرفته شوم. عقب بروم، انتظار دارم تو را ببینم. تمام خستگی‌ام را شبانه خواب می‌کنم، انتظار دارم در خواب تو را ببینم. تا به حال چشم‌های تو برای کسی این چنین مشتاق و منتظر بوده است؟

لطفا دارم غیبت میکنم اینطوری واکنش بدید😂
لطفا دارم غیبت میکنم اینطوری واکنش بدید😂

شده دلتنگ شوی چاره ای نیابی جز اشک؟

photo content

جانِ من بودی و حالا جان فدایش میکنی؟ جانِ من راست بگو،جانم صدایش میکنی؟