𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Відкрити в Telegram
https://telegram.me/App_nashenasBot?start=sc-6vqPZBxSj1
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
237
Підписники
-124 години
-67 днів
-330 днів
Архів дописів
237
یهو یادت میاد سال 98 تو خونه نون میپختی و هر پنج دقیقه خونه رو ضدعفونی میکردی که این روزا رو ببینی…
237
دیدی وقتی شمع روشن میکنی، دستهات رو دورش میگیری که باد خاموشش نکنه؟ یه ذره امید ته دلم مونده، با دستهای لرزون نگهاش داشتم، چون اگه اون خاموش بشه، منم دیگه خاموش میشم.
237
حقیقتا دیگه حوصله بحث کردن با آدما رو ندارم
مغزم کشش نداره دوساعت بشینم براشون توضیح بدم این کار رو نکن٫این اذیتم میکنه٫منظورم این بود و …
واسه همین هرچی ک میگن٫میگم حق با شماست:))
237
به هر حال آدمیزاده دیگه. گاهی اوقات نمیدونه چیکار کنه. دراز میکشه خیره میشه به سقف. یه کم گریه میکنه و خوابش میبره.
237
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است، گریستم تا سبک شوم، به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم، اما بار غم، همچنان بر دوش جانم سنگینی میکرد.
237
قهوهاش را تمام کرد و گفت:
"چطور انقدر خوب دیگران را دلداری میدهی؟"
خندیدم و گفتم حرفایی را میزنم که
دوست داشتم دیگران به من بگویند.
