𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Відкрити в Telegram
242
Підписники
-124 години
-137 днів
+330 днів
Архів дописів
241
اگه خیلی خوشگله جوری که وقتی حرف میزنه انقدر عمیق نگاهش میکنی که حرفاشو نمیفهمی، این شعر شفیعی کدکنی رو براش بفرست:
تو گرمِ سخن گفتن و از جامِ نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم.
241
آخه چطور میشد عاشقت نشم؛
تو راه فراری باقی نذاشته بودی.
دنیا شب بود و تو ماه
به هر طرف سر برمیگردوندم،
نور تو بود.
241
درسته اشکام هیچ موقع برات مهم نبوده ولی من وقتی تو کلافه و خسته ای انگار به وزنه ده کیلویی غم رو دوشم گزاشتن.
