241
订阅者
-124 小时
-127 天
+430 天
帖子存档
239
اگه خیلی خوشگله جوری که وقتی حرف میزنه انقدر عمیق نگاهش میکنی که حرفاشو نمیفهمی، این شعر شفیعی کدکنی رو براش بفرست:
تو گرمِ سخن گفتن و از جامِ نگاهت
من مست چنانم که شنفتن نتوانم.
239
آخه چطور میشد عاشقت نشم؛
تو راه فراری باقی نذاشته بودی.
دنیا شب بود و تو ماه
به هر طرف سر برمیگردوندم،
نور تو بود.
239
درسته اشکام هیچ موقع برات مهم نبوده ولی من وقتی تو کلافه و خسته ای انگار به وزنه ده کیلویی غم رو دوشم گزاشتن.
