خطِ نگار🍁
Відкрити в Telegram
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
317
Підписники
Немає даних24 години
-67 днів
-1030 днів
Архів дописів
317
من که برنامه ها رو نوشتم
تایپیست بنده خدا هم داره جلوه آرایشش روانجام میده
ولی فردا کل برنامه عوض میشه
317
Repost from دکتر قهوه☕️🌱
پک اول : میکس برنده 🥤
برند kassit ✅
سه طعم پر طرفدار :
۱. شکلات 🍫
۲. کارامل 🍯
۳. فندق 🌰
حجم : ۲۵۰ سی سی هر شیشه 🍾
مناسب برای طعم سازی نوشیدنی ها با پایه قهوه یا ماچا! 🥂
قیمت: ۹۹۰ ✅
317
حالا شاید فکر کنید چایی دیگه چیزی نیست که
چرا خودت درست نمیکنی 😂
مشکل اینه من وقتی کارام زیاد میشه حتی وعده های غذاییمم قاطی میشه
چایی که بماند(البته درست میکنما 😭😂،کلی گفتم)
و کلا حس خوبیه یکی حواسش بهت باشه🥲
317
واقعا همسایه خوب نعمته به روایت تصویر:
یه بار بهش گفتم چایی شما رو دوست دارم مزه بهشت میده🫠
و از اون موقع هرشب بهم پیام میده برای چایی، ناز🥲🩵
و همیشه هم بهم میگه زعفرون که دوست داشتی هم گذاشتم
واقعا دوسش دارم✨
317
موقتا ناشناس رو برداشتم چون واقعا این روزا حجم کاریم انقدی زیاده که دوست ندارم پیامای بیجوابهم داشته باشم واقعا وقتشو ندارم چکشون کنم
وخب این کانال صرفا برای ثبت یه سری متن ، عکسه!
ممکنه من اینجا یه حرفی بزنم ولی pv پیام داده باشین و جواب نداده باشم ، دلیل به نادیده گرفتنتون نیست
قبلا هم گفتم وقتی حس خوبی نداشته باشم و حالم خوب نباشه حجم کاری اون روزمم که بماند
سمت هیچ پیامی نمیرم…
317
یه حقیقت تلخ هست که خیلیامون تجربهش کردیم…
بارها نشستیم و موفقیت آدمای دیگه رو تماشا کردیم. با خودمون گفتیم: «خوش به حالش… کاش منم میتونستم.» بعد دوباره زندگی رو از همون جایی که بود ادامه دادیم؛ با یه عالمه آرزو که فقط توی ذهنمون موند…
اما یه جایی از مسیر، بعضیا خسته شدن از «کاش»
خسته شدن از منتظر موندن، از ترسیدن، از عقب انداختن رویاهاشون
همون روزی که تصمیم گرفتن حتی اگه آروم، حتی اگه با ترس، فقط یه قدم بردارن…
داستانشون عوض شد…
فرق آدمهای موفق با بقیه این نیست که شجاعتر بودن یا شرایط بهتری داشتن؛ فرقشون اینه که یه روز، دلشون رو زدن به دریا و به جای حسرت خوردن، شروع کردن.
شاید امروز دقیقاً همون روز تو باشه…
روزی که دیگه فقط به زندگیای که میخوای نگاه نکنی؛
بلند شی، یه نفس عمیق بکشی و اولین قدم رو برداری.
شاید همون یک قدم، شروع تمام چیزهایی باشه که سالها فقط توی رؤیات زندگی میکردن….
317
راحتترین قضاوت دنیا اینه که بگی:
«شانس داشت…»
ولی چی از قصهش دیدی؟
شبهایی که تا صبح بیدار موند و با خستگی جنگید رو دیدی؟
روزایی که از شدت استرس، موهاش ریخت و زودتر از سنش سفید شد رو دیدی؟
دیدی چند بار از دلِ تفریح، رفیق، خانواده و آرامشش گذشت تا فقط یک قدم به رویاش نزدیکتر بشه؟
دیدی چند بار از نظر روحی شکست، چند بار تا مرزِ رها کردن رفت، چند بار اشکاشو پاک کرد و دوباره از نو شروع کرد؟
نه…
تو فقط لحظهای رو دیدی که نتیجه گرفت.
مردم همیشه پایانِ قشنگِ داستان رو میبینن،
نه فصلهایی که قهرمانِ قصه، هر شب با خودش جنگید تا کم نیاره.
برای همینه که اسمِ سالها صبر، تلاش، شکست، درد و ادامه دادن رو میذارن…
«شانس…»
