خطِ نگار🍁
Відкрити в Telegram
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
316
Підписники
-224 години
-27 днів
-830 днів
Архів дописів
316
سلام نگار جان خوبی
من خیلی گیر افتادم این چند هفته نیاز به مشاور دارم
شما هنوز قبول میکنید؟
316
بیشترازهرچیزی ناراحتم برای مامانم
که من انقد درگیرم هیچوقت تایمی نداشتم که باهاش وقت بگذرونم
و جواب تنها تماسی که حتی وسط جلسه هم باشم میدم ؛ مامانمه!
وامروزاینجوریبود که کیبرای من وقتت خالیه ؟🫠
316
از دیشب کلا نخوابیدم(که البته چیز عجیبی نیست برام)
ولی حجم کارام انقد زیاد کردم
که الان داشتم دفترموچکمیکردمهنوز نصف کارام مونده
و جدی دارمنمیتونم
ولی جلسه امروز با اولیا و کامنت هاشون
قوت قلبمشد
316
یکی از اون ۳ تا مورد امروز تیک خورد✅
خدایا شکرت همین🩵✨
امیدوارم ۲ تا موردای بعدی هم دراوج ناباوریم مثل همین تیک بخوره
میدونم که حواست هست
مشتی وارانه حواست به من باشه چون جز خودت هیچکس نمیتونه
316
اگه قرار باشه اول این هفته فقط یه جمله بگم، همینه:
«خدایا…
ممنون که قبل از هر چیزی، همیشه خودت کنارمی.»
همین برای شروع، کافیه💕
316
بعضیها با مفهوم نون و نمک غریبهان…
نه فقط نون و نمک سفره؛
نون و نمکِ محبت، اعتماد، رفاقت و پشتهمبودن!
از خوبیهات استفاده میکنن، کنارت آروم میگیرن، روی شونهات تکیه میکنن…
اما وقتی نوبت حرمت نگه داشتن میرسه، انگار هیچوقت چیزی بین شما نبوده!
اون موقع آدم با خودش فکر میکنه:
«شاید زیادی خوبی کردم… شاید اشتباه از من بود…»
اما نه…
اشتباه تو مهربون بودنت نبود
اشتباه این بود که از کسی انتظار قدردانی داشتی که هنوز معنی قدردانی رو یاد نگرفته بود!
همه آدمها لیاقت قلبی رو که با صداقت دوستشون داره، ندارن!
این رو هرچه زودتر بپذیری، کمتر خودت رو بابت رفتار دیگران سرزنش میکنی….
316
ما هم دهان را هیچ می گیریم
زخم زبان را هیچ می گیریم
دارم جهان را دور میریزم
من قوم و خویش شمس تبریزم
نانت نبود ؟ آبت نبود ای مرد ؟
ول کن جهان را
قهوهات یخ کرد
#علیرضا_آذر
