خطِ نگار🍁
Відкрити в Telegram
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
320
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
-730 днів
Архів дописів
318
کلا ب کتابای تاریخ و ادبیات اینا هیچ علاقه ایی ندارم🙏🏻
بعد اینجوری بود که اوایل دوستیمون ؛ هی شعر میخوند و برام شعر میفرستاد😂
بعد من میگفتم خب معنیش چی میشه؟
318
در واقع میخوام برای دوستم کادو بگیرم
و اینجوری بودم که وقتی باهم رفتیم کتابفروشی
یهو با ذوق رفت سمت شاهنامه و یهو برگشتم بهش گفتم شاهنامه؟مگه شاهنامه میخونی؟😭😂🤦🏻♀️
(وقتی خودم به تاریخ علاقه ایی ندارم)
ناراحت شد ؛ نخرید اصلا🚶🏻♀️
صرفا عذاب وجدان دارم😂میخوام براش بگیرم ذوق کور شدشو توسط خودم برگردونم 🚶🏻♀️
318
امروز تولد یکی از اون آدمهاییه که قصهش برای من یه جور خاص قشنگه…
ساحل رو سالها پیش به عنوان دانشآموز میشناختم؛
و امروز خوشحالم که همکارمه، دستیارمه، همراهمه و از همه مهمتر، رفیقمه. 🥹🩵
چه حس عجیبیه دیدنِ رشد آدمایی که یه روز شاگردت بودن و امروز خودشون تبدیل به آدمای توانمند و قابل اتکایی شدن که میتونی کنارشون قدم برداری.
ساحل جان،
تولدت مبارک دختر دوستداشتنی من. 🎂💙
امیدوارم توی سال جدید زندگیت، بیشتر از همیشه خودت رو پیدا کنی، بدرخشی، رشد کنی و به همهی چیزایی که ته دلت میخوای برسی.
خیلی خوشحالم که مسیرمون یه جایی دوباره به هم رسید و این بار، نه فقط به عنوان معلم و شاگرد، که به عنوان دو تا همکار و رفیق کنار همیم.
تولدت مبارک رفیق جانم؛
به بودنت، به رشدت و به تمام اتفاقای قشنگی که قراره برات بیفته. ❤️✨
318
+1
بذار این روزهای آخر تابستون
با همهی دلتنگیهاش بگذرن؛
شاید درست پشت همین غروبهای آخر،
صبحی منتظر ماست که
قرارِ قشنگتری با زندگی داشته باشه...✨🩵
#شهریور_۰۵
#اندراحوالات_این_روزها…
318
https://t.me/kosarkzmn/59568
راستشو بخواید الان ک فکر میکنم عروسی خودم بود راحتتر بودم تا این وضعیتی که هنوز لباس ندارم😂💔
و همزمان هم استرس دارم وهم بیخیالم🦦
حالا کوثر یه مرحله از دوستای عروس جلوتره😂
318
دلم میخواست از این روزا بگم…
ولی …
هر اتفاق قشنگی رو لازم نیست برای همه تعریف کنی.
سفر رفتی، لازم نیست بگی کجایی.
حال دلت خوبه، لازم نیست دلیلش رو توضیح بدی.
یه آدم خوب وارد زندگیت شده، لازم نیست همه بدونن.
یه اتفاق خوب برات افتاده، بذار اول خودت زندگیش کنی.
بعضی چیزهای خوب وقتی زیادی گفته میشن،
زیادی دیده میشن،
زیادی دربارهشون نظر داده میشه…
کمکم رنگ خودشون رو از دست میدن.
همه قرار نیست از خوشحالی تو خوشحال بشن،
همه قرار نیست حس خوبت رو بفهمن.
بعضی خوشیها رو باید بیسروصدا زندگی کرد؛
نه از ترس آدمها،
برای اینکه بعضی چیزهای قشنگ،
وقتی فقط بین تو و خودت میمونن،
قشنگترن….
