نِدایمآه.
Відкрити в Telegram
کلَمآت اُستآدِ دَردِ تیغ هآ هستند ! (کپی کردن از روی متن ها؟راضی نیستم،فور کنی زیباتره عزیزِدل)
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
227
Підписники
+224 години
+17 днів
+930 днів
Архів дописів
224
Repost from پرشین توییکس 😎
سلام
چند روزی هست که کانال تقریبا غیر فعال بوده و قراره که از شنبه دوباره به روال قبل فعال بشه.
با این پیام قرار نیست که فضای کانال را سیاسی کنم. اما بر خودم واجب میدانم که متن زیر را بنویسم و از شما در خواست دارم تا انتها بخوانید.
میدانم با نوشتن این حرفها قرار است فحشها و ناسزاهای زیادی را به جان بخرم،
قرار است ریزش اساسی کانال رو مشاهده کنم، اما دیگر سکوت بس است.
او فرمان داده بود اگر کسی به من ناسزا گفت، پاسخ ندهید؛ اگر کسی عکس مرا پاره کرد، واکنش نشان ندهید. اما در مظلومترین حالت ممکن از میان ما رفت و دیگر رفت...
اما آرمانش و تفکرش از بین نخواهد رفت.
اکنون دیگر زمان سکوت نیست؛ باید مسیر حق و باطل و جایگاه خودمان را مشخص کنیم.
دی ماه، ماهی تلخ و پر از داغ بود؛ ماهی که در آن انسانهای زیادی جان خود را از دست دادند و خانوادههای زیادی عزادار شدند. ما اعتراض را حق خود میدانستیم و اعتراض مسالمتآمیز را به رسمیت میشناسیم؛ اما تلخی ماجرا از جایی آغاز شد که دشمنان در میان مردم نفوذ کردند و مسیر اعتراض را به سمت خشونت بردند؛ مسیری که جوانان زیادی را از ما گرفت و داغهای بزرگی بر دل خانوادهها گذاشت.
بانکها، اتوبوسها، مساجد و حسینیهها به آتش کشیده شدند و تلخی این روزها به کام همه مردم نشست. همزمان جنگ رسانهای به اوج خود رسید و متأسفانه گاهی روایتهایی اشتباه و ناقص منتشر شد.
کسانی که با نام آزادی به میدان آمدند، اما به جان مردم افتادند، کسبوکارهای آنلاین را تعطیل کردند، مغازهداران را تهدید کردند و آرامش مردم را گرفتند؛ این قرار بود مسیر رسیدن به آزادی باشد؟
اما معنای دیگری از آزادی را کمی بعدتر دیدم؛ زمانی که کسانی که سالها از آزادی و انسانیت سخن میگفتند، از «عمو ترامپ» برای جنگ کمک خواستند و برای شهادت کسی که او را وطندوستترین و دلسوزترین رهبر میدانستند، هلهله کردند؛ کسی که شاید هرگز واقعاً او را نشناختند.
جنگ را راه رسیدن به آزادی معرفی کردند، اما نتیجهاش چیزی جز آسیب به کشور، مردم، کودکان و خانوادهها نبود.
در این میان جان کودکان، مادران و غیرنظامیان گرفته شد. کودکان میناب هم قربانی این مسیر شدند؛ اما انگار برای برخی، همه کودکان یکسان نبودند.
همانهایی که برای کیان پیرفلک اشک ریختند و گفتند خدایش خدای رنگینکمان است، آیا برای کودکان دیگری که قربانی شدند هم همان اندازه دل سوزاندند؟
آیا ماکان نصیری کمتر شایسته عزاداری بود؟
بس است این نمایشهای دوگانه.
انسانیت زمانی معنا دارد که غم همه کودکان و همه انسانها را ببینیم؛ هم غم کیان پیرفلک را، هم غم کودکان میناب را.
و اما بگویم از کسی که قرار بود در پناهگاه و ۴۰ طبقه زیر زمین مخفی شده باشد؛ اما در خانه خود ماند و در کنار نوه دو ساله و اعضای خانوادهاش، به جایگاهی رسید که میلیونها نفر برای بدرقهاش آمدند.
عزت با سخنرانی پشت شیشه ضدگلوله و دور از وطن به دست نمیآید. عزت با تشویق جوانان مردم برای رفتن به میدان خطر و خود در امان ماندن، به دست نمیآید.
عزت را کسی به دست میآورد که در سختترین لحظات کنار کشور و مردمش بایستد و هزینه آن را بپردازد.
شاید باید دوباره به بسیاری از چیزهایی که سالها به ما گفتهاند فکر کنیم. این همه تلاش رسانههای دشمن برای اینکه سید علی خامنهای را از چشم مردم بیندازند، بیدلیل نیست.
درود میفرستم بر روح پدر و مادر یک آزادیخواه واقعی؛ کسی که انسانیت و وطن خود را فدای کسانی نمیکند که از دور برای ایران نسخه میپیچند و رؤیای بازگشت به شاهنشاهی را در سر دارند.
این کشور بدون نقص نیست؛ مشکلات و کاستیهای زیادی دارد، اما باور دارم مشکلات یک ملت را باید با گفتوگو و همدلی درون همین خانواده حل کرد، نه با دخالت و امید بستن به بیگانگانی که از دور برای سرنوشت مردم تصمیم میگیرند.
پیشنهادم به دوست وطنپرست واقعی من این است؛ اگر هنوز تردید داری، تاریخ بخوان و درباره زندگی کسانی که شاید سالها بد شناختهای، با دقت تحقیق کن.
اگر توانستی حتی با وجود اختلاف نظر، به عقاید دیگران احترام بگذاری، خوشحال میشوم همچنان همراه بمانی؛ اما اگر آزادی را فقط برای همفکران خودت میخواهی، ادعای آزادیخواهی نداشته باش.
شهیدِ کربلایی، سید علی حسینی خامنه ای، اگر دیر به شما رسیدم
اگر جایی میتوانستم از شما دفاع کنم و نکردم
اگر آن طور که باید نشناختمت
حلالم کن.
💠 @PersianTwix 🏴
224
Repost from -حُـسـنـٰا ؛
دیگر رسید لحظه ی فردای بی علی
پوچیم و هیچ ما پس از این ، ” ما ” ی بی علی !
224
اینا فقط چندتا قایق معمولی نبودن. اینا
وسیله نون درآوردن چندین خونواده ایرانی
بودن که عمو ترام*تون با کمکهاش نابودش
کرد بیحقیقتهای بیوطن
224
به راستی که ما مشهد پیش شما نیستیم و نمیتوانیم آخرین دیدار و آخرین به امید دیدار خویش را بگوییم،ولی چرا گویی هر لحظه شما پیشه ما هستید؟
224
Repost from N/a
چرا حاج محمود؟
چون اگه میخواست
میتونست با پیکر وداعِ خصوصی داشته باشه،
ولی پشت کامیونِ پیکر دویید!
