نِدایمآه.
Відкрити в Telegram
کلَمآت اُستآدِ دَردِ تیغ هآ هستند ! (کپی کردن از روی متن ها؟راضی نیستم،فور کنی زیباتره عزیزِدل)
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
220
Підписники
-124 години
-67 днів
+330 днів
Архів дописів
221
وقتی صدای خندههای مادرتو میشنوی و ناگهان یه حسی درونت دوباره برق میزنه،تازه متوجه میشی خوشبختی واقعی یعنی چی...
221
داستان چیه؟!
چرا انقدر نت من زود تموم میشه🥲.
یه جوری شه انگار هر دوروز یه بار دارم بسته یه ماهه میخرم.
221
آدم های عصبانی واقعا آدم های سمی ای هستن.
تو حتی اگه خودت هم آروم باشی انقدر اینا عصبانی هستند و خشم دارن که کمکم شما هم شروع میکنید به زود خشمگین شدن.
221
انسان هایی که به کوچیکترین چیز ها اهمیت میدن واقعا عالین.
مثل رنگ چشم
رنگ مو
یکی بودن این دوتا
به اینکه امروز قدت بلندتر شده
یا چقدر این لباس بهت میاد...
221
حسنا؛.شوق
شوق در انسان ها با طنابی به موضوعی وصل میشود.
اما تفاوت است،تفاوت است میان مقصد این طناب ها.
کسی شوق بازی دارد،کسی شوق صحبت و دیگری شوق خواب
اما هیچ کس نمیداند جز خود آن شوق
که گاهی گاهی گاهی
گاهی میان همهی ناباوری ها
باید باور کرد
شوق واقعی همان طناب است نه مقصد...
221
محاق.ماهوماهی
شب میآید تا به ما یاد بدهد تاریکی، گاهی زیباتر و آرامشبخشتر از هر چیز دیگری است.
مثلاً تصور کن در تاریکی شب نشستهای؛ ناگهان نوری از پشت آسمانها خودنمایی کند و تو پی ببری که تاریکی چه هدیههایی برایت نگه داشته است.
به نور که خیره شدهای، سیاهیهای بزرگ و کوچکی درون آن میبینی.
عجیب است؛ او همانند اقیانوسی کوچک است که در آسمان جا مانده است.
انگار قطرههای بارانی که هرگز به زمین نرسیدهاند، آن بالا نور خورشید و ستارهها را هدیه گرفته و ماه را ساختهاند.
ماهیهایی کوچک درون ماه، که در تاریکی شب میرقصند.
221
منِ واقعی.سردرگمی
میدانیم که سردرگمی اتفاق جالبی نخواهد بود.
اما گاهی زیباست؛
بسیار زیبا.
مانند:
سردرگمی در زیباییِ شخصی،
سردرگمی در صدا و ندای طبیعت،
سردرگمی در حل شدنِ قهوهای،
سردرگمی در نگاهِ شخصی،
و شاید هم سردرگمی در دوست داشتنِ کسی...
هنگامی که سردرگم باشی در دوست داشتنِ کسی، نمیدانی نگاهش کنی یا نوازشش.
نمیدانی حرفهایش را بشنوی یا نداهای ساکتِ نگاهش را.
نمیدانی،
و نمیدانی،
و نمیدانی...
و همین ندانستن و سردرگمیها میشود کود و آب برای درختِ عاشق
221
Noema.انقراض
نفراتی از ما، انقراض را تنها در گونهای از جانوران میبینند.
نفراتی هم اصلاً معنای انقراض را نمیدانند.
اما بخش دیگری از ما...
انقراض را تنها در خودِ آدمی میبینند؛
انقراضِ انسانِ دوپایی که هم راه میرود،
هم مینوشد،
هم میخورد،
هم میپوشد،
و هم لبخند و اشک را نمایان میکند.
اما انقراض شده است.
انقراض را میتوان در افکار، در رفتار، در صحبتها و حتی در نگاههای آنان دید.
افکاری که هیچ انسانیتی درونشان دیده نمیشود؛
رفتارهایی که تنها ندای بیرحمی میدهند؛
و صحبتهایی که حقیقت را خورده و دروغ را بالا میآورند.
آری...
هرگاه چنین دوپایی دیدید، بدانید:
دوپایی است منقرضشده، در میان آدمیان.
221
بسیار عاشق چالش شدم (عاشق نوشتن هستم).این پیام و فور کن چنلت و یه کلمه بگو تا برات راجعبه اون کلمه بنویسم. خصوصی نباشه! کسایی که چنل ندارن میتونن داخل ناشناس بگن.
