uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

Відкрити в Telegram

-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیت‌ها و عکس‌هایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
467
Підписники
+224 години
+127 днів
+6930 днів
Архів дописів
.

.

یکی متوقف کنه🦦 هنو فصل شروع نشده اینجا داره اتیش میگیره🦦

هردو؟😳😳

وا اینا چ وضع ری‌اکته/:🔪

- اد استوری‌های بانو اونسال از قسمت امشب❤️‍🔥🛐. #sinemünsal #story
+1
- اد استوری‌های بانو اونسال از قسمت امشب❤️‍🔥🛐. #sinemünsal #story

من الان اینو دقت کردم🙂🙂🙂🙂
- آلیا به جیهان اشاره کرد گفت «چیزم، اون، فلانی‌» داشت می‌رفت:))))))))) هر کدوم از این سه کلمه رو ترجمه کنیم بازم بی‌اهمیتی رو نشون میده🙂💔... چیز:)؟؟ از، تو زندگیِ منی و بدونِ تو نمی‌تونم رسیدیم به همچین کلمه‌ای😭 چی در انتظارمونه، بازم یه مسیر طولانی و پر از دراااام:))))😭❤️‍🩹
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

- نبینید چطور سعی می‌کنه سرپا بمونه و خودش رو جلوی همه محکم و بی‌تفاوت نشون بده :) اما همین مرد، میاد اینجا، با خودش تنها میش
- نبینید چطور سعی می‌کنه سرپا بمونه و خودش رو جلوی همه محکم و بی‌تفاوت نشون بده :) اما همین مرد، میاد اینجا، با خودش تنها میشه و تمومِ اون ناراحتی‌ها، غم‌ها، دل‌شکستگی‌ها، نگرانی‌ها، خاطراتی که دست از سرش برنمی‌دارن، حسرتِ نداشتنِ آلیا و تمومِ حرف‌هایی که گفته و شنیده، یکی‌یکی سنگینی‌شون رو روی قلب و ذهنش می‌ذارن خیره می‌مونه و آروم آروم غرق افکارش میشه :)🙂 و تنهایی غصه می‌خوره، دیگه کسی نیست که درونشو حس کنه:))))))))😭❤️‍🩹
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

- گالری شات سوم🫠❤️‍🔥
+3
- گالری شات سوم🫠❤️‍🔥

- یه پدرتو در میارمِ خاصی تو چشاشه🤣🤣 ولی داره خودشو قانع می‌کنم بعدا بعدااا به وقتشش🤣 #cihanalbora -𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽
- یه پدرتو در میارمِ خاصی تو چشاشه🤣🤣 ولی داره خودشو قانع می‌کنم بعدا بعدااا به وقتشش🤣 #cihanalbora
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

- وای پوزخنده‌ش🤣🤣🤣🤣. به قول اوزان جیهان ساکین اول، کالم دوووون😭😂😂😂 -𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

- انور، انوررررر😏🤣🤣🤣🔥

جیهان‌ هم تو این مسائل دست‌کمی از ایلیاس نداره پس میشه شبیه‌سازیش کرد😔😂؟
- اِنور! منو هیچ‌کس‌ نمیتونه بشناسه مخصوصا وقتی به کسی که دوسش دارم آسیبی برسه منو هیچچ‌کس نمی‌شناسه اِنوررر😮‍💨😮‍💨😮‍💨😂🛐

اگه دوباره شات نمیدن بریم بخابیم🧘🏻‍♀️

اوزاک بفهمه با چ حالی دارم ازش فعالیت میکنم، خودش خجالت می‌کشه فانتزیامو میده، ما بریم بخابیم🚶🏻‍♀️

- وای، همین که انور از راه رسید، اضطراب و استرس نشست توی چهره‌ی آلیا😫😂جیهانی که آلیا می‌شناخت، توی همین موقعیت و دقیقاً همی
- وای، همین که انور از راه رسید، اضطراب و استرس نشست توی چهره‌ی آلیا😫😂جیهانی که آلیا می‌شناخت، توی همین موقعیت و دقیقاً همین‌جا، بدون هیچ مکثی می‌رفت سمت انور، یه مشت توی صورتش خالی می‌کرد و بعد آلیا رو هم با خودش از اونجا می‌برد😭😂😂

📌 ترجمه اضافه شد.