یادداشت های روانشناسی
Відкрити в Telegram
اولین مخاطبم خودمم✨ در مسیر روانشناسی🌱 هماهنگی جلسات کوچینگ: @elnazalaei
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
595
Підписники
+5324 години
+497 днів
+4930 днів
Архів дописів
بخش بزرگی از اضطراب، از تلاش برای کنترل چیزهاییه که اساساً قابل کنترل نیستن. آرامش از جایی شروع میشه که مرز بین "چیزی که میتونم تغییر بدم" و "چیزی که باید بپذیرم" رو بشناسم.
بخاطر همینه که تو روان درمانی میگیم: غم همیشه راجع به غم نیست، خشم همیشه راجع به خشم نیست و اضطراب همیشه راجع به اضطراب نیست..
روانکاوی اینجوریایه که مضطربی و راجع به اضطرابت صحبت میکنی، بعد میفهمی که این اصلا اضطراب نیست، لباسی هست که خشم پوشیده، چون میترسیدی خشمگین بشی..
بعد که توش عمیق تر شدی و رفتی تو لایه بعدی میفهمی که زیر خشم ترس بوده ولی انقدر از ترسیدن ترسیدی که ترس مجبور شده لباسهای جدیدی بپوشه، و به صورت های مختلف بیاد جلو، تا بالاخره تو ببینیش.
چقدر خوبه بدونم کجا باید ادامه بدم و کجا باید دست بکشم..
تشخیصش همیشه آسون نیست.
یه تحقیقی هست که نشون میده هرچه بیشتر مجبور به تصمیمگیری باشی، استرس بیشتری تجربه میکنی.
اما راهکارش جالبه: خودشفقتی (عشق بی قید و شرط به خود) میتونه این اثر رو کاهش بده. یعنی وقتی به خودت سخت نمیگیری، تصمیمگیریهای روزمره کمتر استرسیت میکنند .
ما هنگام بحرانهای بزرگ بیحس میشیم و بعد برای اتفاقات کوچک از هم میپاشیم؛ این معاملهی نانوشتهی سرکوب احساساته.
احساساتی که تجربه نشدن، توی موقعیتی نامتناسب برمیگردن.
سلامت روان یعنی همه احساسات رو تجربه کنیم، چه شادی، چه غم، چه خشم، چه ترس و..
نه اینکه روی یکی از اینها برای همیشه گیر کنیم.
آرزو داری همیشه حالت خوب باشه؟
کسی که همیشه حالش عالی هست و هیچ احساس دیگری رو تجربه نمیکنه ،روان سالمی نداره
همونطور که کسی که همیشه حالش بده روان سالمی نداره،
و همونطور کسی که همیشه خشمگینه
یا همیشه شرمگینه.
زنده بودن یعنی نوسان بین احساسات
و سلامت یعنی تعادل بین احساسات
باور کن، باور کن، باور کن ،نه از کسی عقب تری نه جلو تر
مسیر خودت رو داری، همونطور که زندگیت، روزهات، زخم هات منحصر به فرده، مسیرت هم منحصر به فرده
اگر این روزها فقط مشغول دوام آوردن بودی،اینو بدون که: خودِ دووم آوردن یعنی ساکن نبودی، داشتی یه کاری میکردی.
مهربانی با خود، تنبلی نمیاره؛ اهمالکاری رو کمتر میکنه.
آدمهایی که بعد از اشتباه کردن مدام خودشون رو سرزنش میکنن، بیشتر احتمال داره کارهاشون رو عقب بندازن. اما افرادی که با خودشون مهربانتر برخورد میکنن، راحتتر از شکست عبور میکنن و دوباره دست به عمل میشن. یعنی خودسرزنشگری نه تنها باعث پیشرفت نمیشه، ممکنه شروع کردن رو هم سختتر میکنه.
فکر کن آدمهایی وجود دارن که همیشه این احساسات خوب رو دارن، همیشه تلاش های خودشونو میبینن، حتی اگر به نتیجه نرسیده باشن.
و عمیق تر از اون؛ آدمهایی وجود دارن که بدون دستاورد هم حالشون عمیقاً با خودشون خوبه...
چقدر زیباست این تصویر
توی مسیر تبدیل شدن به آدمیام که همیشه آرزو شو داشتم.
همینکه بتونم تلاش هامو و مسیری که طی کردم رو ببینم، روزی یکی از اهدافم بود.
