uk
Feedback
`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

Відкрити в Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
408
Підписники
+1024 години
+27 днів
Немає даних30 день

Триває завантаження даних...

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
серпень '26
серпень '26
+110
в 11 каналах
липень '26
+223
в 7 каналах
Get PRO
червень '26
+373
в 23 каналах
Get PRO
травень '260
в 1 каналах
Get PRO
квітень '26
+19
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 0 каналах
Get PRO
лютий '260
в 0 каналах
Get PRO
січень '260
в 1 каналах
Get PRO
грудень '25
+125
в 2 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
30 серпня+2
29 серпня+11
28 серпня+2
27 серпня+2
26 серпня0
25 серпня+4
24 серпня0
23 серпня+3
22 серпня+12
21 серпня0
20 серпня0
19 серпня+1
18 серпня+1
17 серпня+1
16 серпня0
15 серпня+6
14 серпня+1
13 серпня0
12 серпня+25
11 серпня+1
10 серпня+1
09 серпня+7
08 серпня+1
07 серпня0
06 серпня+13
05 серпня+2
04 серпня+1
03 серпня+13
02 серпня0
01 серпня0
Дописи каналу
2
بسیار از خلق کردن لذت می‌بردم؛ زیرا از این طریق می‌توانستم درونِ آشفته و پرهیاهوی خویش را شکل ببخشم و به اهلِ این زمین نشان دهم. هیچ‌گاه نتوانستم تنها یک مسیر، یک رنگِ موردعلاقه و یا حتی یک نوع نگاه به این جهان را برگزینم؛ چرا که درونم بسیار پرماجرا بود؛ رنگارنگ ،سرکش و سرشار از حادثه های گوناگون... — هَسْتی‌ـشِناسی
9
3
"همیشه خودش را میان جمع جا می‌کرد؛ می‌گفت از تنها ماندن با افکارش می‌ترسد. آخرش آویزان از طناب پیدایش کردند. انگار آمده بود تاب بخورد؛ مثل بچه‌ای که می‌نشیند و پاهایش را در هوا تکان می‌دهد. فقط طناب دور گردنش بود، و دیگر کسی نبود که تاب را نگه دارد."
79
4
"همیشه خودش را میان جمع جا می‌کرد؛ می‌گفت از تنها ماندن با افکارش می‌ترسد. آخرش آویزان از طناب پیدایش کردند. انگار آمده بود تاب بخورد؛ مثل بچه‌ای که می‌نشیند و پاهایش را در هوا تکان می‌دهد. فقط طناب دور گردنش بود، و دیگر کسی نبود که تاب را نگه دارد."
1
5
Pooste Shir Ebi.mp3
136
6
گاهی به من سخت بگیر؛ وقتی زیاد در خودم فرو می‌روم، مرا بیرون بکش. وقتی زیادی فکر می‌کنم، بگو بس است. وقتی خودم را سرزنش می‌کنم، جلوی مرا بگیر. وقتی می‌گویم "دیگر نمی‌توانم "، باورم نکن؛ دستم را بگیر و بگو "فقط امروز را دوام بیاور." من قول نمی‌دهم همیشه قوی باشم. قول نمی‌دهم دیگر غمگین نشوم. قول نمی‌دهم دوباره به آن اتاق تاریک ذهنم برنگردم. اما قول می‌دهم اگر تو گفتی، یک بار دیگر تلاش کنم.
22
7
+1
Немає тексту...
232
8
+1
Немає тексту...
1
9
"ترجیح می‌دهم روزهایم را در ناامیدیِ محض بگذرانم، مبادا همان امیدِ نیمه‌جانی که هنوز در من باقی مانده، پیش چشم‌هایم رنگ ببازد و دوباره مرا به زندگی در مرزِ بقا برگرداند."
251
10
قابای تابستونی، پر از رنگ و نور ..⭐️🌳 یه عالمه دیلی، برای وایبِ تو. تکه هایی از روزهای تابستونی اینجاست!
قابای تابستونی، پر از رنگ و نور ..⭐️🌳 یه عالمه دیلی، برای وایبِ تو. تکه هایی از روزهای تابستونی اینجاست!
19
11
03 Del Asire.mp3
359
12
Немає тексту...
256
13
در من همچون شبحی می‌نگریست. همچون یک مرده. او مرا همه جا کشته بود، به غیر از خاطراتش. -بختیار علی
240
14
و به‌نظرم یه جایی توی زندگی به خودت میای و می‌بینی تبدیل شدی به همون آدمی که همیشه دوست داشتی دیگران برات باشن؛ و همون کارهایی رو برای خودت و دیگران انجام میدی که یه زمانی آرزو داشتی یکی برای تو انجام بده. — هَسْتی‌ـشِناسی
19
15
"می‌توانم در یک دقیقه، با حرفی یا فکری، به‌هم بریزم و تا هفته‌ها نتوانم دوباره خودم را جمع کنم."
258
16
Beegharar Googoosh.mp3
248
17
Немає тексту...
317
18
تفنگ‌های پر برای شلیک به مغز های پر ساخته‌ شده‌اند و مغز‌های خالی برای پر کردن این تفنگ‌ها! -فریدریش نیچه
205
19
‹📮فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید› یه گوشه از دنیای اسکین کر برای تو برای مراقبت، لطافت و حالِ خوب.🧴🪄
30
20
"به خودم می‌گویم: «تمام شد؛ دوام نمی‌آورم.» و باز هم فردا را می‌بینم."
243