uk
Feedback
مرداب؛

مرداب؛

Відкрити в Telegram

کسی مرا درک نمیکند، کسی که مرا درک میکرد در فوریه سال ۱۸۸۱ مرده.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
228
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-11830 днів
Архів дописів
Summertime sadness
+8
Summertime sadness

sticker.webp0.14 KB

sticker.webp0.09 KB

گشت و گذار در شهر Pt1
+5
گشت و گذار در شهر Pt1

Repost from RegaPlus

بذار عکسایی که میخواستم بذارم و نذاشتم و بذارم.

چقدر سکوت.

sticker.webp0.08 KB

sticker.webp0.17 KB

sticker.webp0.07 KB

درس خوندن تو کافه تا ابد مورد علاقمه 🐻🤎؛ 🐻🐻 🐻🐻
+1
درس خوندن تو کافه تا ابد مورد علاقمه 🐻🤎؛ 🐻🐻 🐻🐻

«جریانِ نوشتن» دومین کلاس برگذار شده در خانه هنر جریان.
+4
«جریانِ نوشتن» دومین کلاس برگذار شده در خانه هنر جریان.

sticker.webp0.17 KB

sticker.webp0.07 KB

«گشت و گذار در شهر»
+8
«گشت و گذار در شهر»

Repost from 𝐕𝐊
عزیزم، کی گفته بالاتر از سیاهی رنگی نیست؟ بالاتر از سیاهی، منم. جایی که حتی تاریکی هم کم میاره، جایی که شب از دیدن اینهمه خاموشی خجالت میکشه. من از سیاهی هم عبور کردم. من دیگه هیچ رنگی ندارم. بی رنگم، خنثی‌م. پوچم. نه گریه‌ای مونده، نه امیدی. من نه صبح بعد از شبی دارم، نه نفس عمیق بعد از رسیدنی. من دیگه تموم شدم. من دیگه حتی سیاه هم نیستم.

sticker.webp0.06 KB

آسمان چشم او آیینه کیست؟ آن که چون آیینه با من رو به رو بود درد و نفرین، درد و نفرین بر سفر باد سرنوشت این جدایی دست او بود آه گریه مکن که سرنوشت گر مرا از تو جدا کرد عاقبت دل های ما با غم هم آشنا کرد با غم هم آشنا کرد چهره اش آیینه کیست آن که با من رو به رو بود درد و نفرین بر سفر این گناه از دست او بود این گناه از دست او بود ای شکسته خاطر من روزگارت شادمان باد ای درخت پر گل من نو بهارت ارغوان باد ای دلت خورشید خندان سینه تاریک من سنگ قبر آرزو بود سنگ قبر آرزو بود آنچه کردی با دل من قصه سنگ و سبو بود من گلی پژمرده بودم گر تو را صد رنگ و بو بود