uk
Feedback
دپارتمان خیال های نیمه جان

دپارتمان خیال های نیمه جان

Відкрити в Telegram

ما به شعر پناه آورده‌ایم، به کلماتی که گاهی از خودِ ما، ما را بهتر می‌شناسند. دپارتمان خیال‌های نیمه‌جان، پناهِ کسانی‌ست که در کتاب‌ها خانه دارند، و در شعرها نفس می‌کشند. از اینجا میشنومتون: t.me/HidenChat_Bot?start=113082587

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
444
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
-2230 днів
Архів дописів
Your life is your own.

I am a woman, not a lady.

Enola Holmes 2020
+9
Enola Holmes 2020

با دلارامی مرا خاطر خوش است کز دلم یک باره بُرد آرام را ننگرد دیگر به سرو اندر چمن هرکه دید آن سروِ سیم‌اندام را صبر کن حافظ به سختی روز و شب عاقبت روزی بیابی کام را
👤#حافظ

وارد اکتبر و پاییز شدیم! دست به کار شید. دلبری بلد نیستید؟ کاری نداره که تا حافظو داریم.

ولی جدی خیال آدمیزاد تا کجاها می‌تونه پرواز کنه.

یکی از حسرت‌هام اینه که یه کنسرت اینطوری با یه گروه کر به این تعداد نرفتم.

9_Âshéghânéhâ_عاشقانه‌ها_Arash_Fouladvand_feat_Nigina_Amonqulova.mp310.78 MB

بچه‌ها از شنبه فعالیت محفل شروع می‌شه! جمعه اخر شب هم لینکو بر می‌دارم. اطلاع داشته باشید.

یکی از کتابخونه‌ها😅
یکی از کتابخونه‌ها😅

این خوگلشو امشب خریدم😌✨
+1
این خوگلشو امشب خریدم😌✨

میدونستم شماهم دوستش دارین😅😌 کیف می‌کنید خدایی سلیقه‌رو؟ 😌

Hello Anne Brontë🤧
Hello Anne Brontë🤧

این خواننده رو تازه یافتمش😅 اینجوری بگم که امروز همش با این ترک hello گذشت.

+1
Hello colby!.m4a2.64 MB

مثلا همه‌چیز از همین بیت حافظ شروع شد که امروز خوندم: یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟ یه‌دفعه با خودم گفتم اصلا چرا رقیب؟ چرا حافظ برای این آدمی که سد راه عاشقه، دقیقا از همین واژه استفاده کرده؟ رقیب از کجا اومده و چرا شده رقیبِ عشقی؟ همین سوال کوچیک کافی بود که برم دنبالش. چندتا منبع رو بخونم، ریشه‌ی واژه رو پیدا کنم، کاربردهای قدیمش رو ببینم و بعد برسم به شعرهای دیگه‌ای که قرن‌هاست همین رقیب توشون نشسته. و این دقیقا چیزیه که من توی ادبیات دوست دارم، اینکه گاهی یک کلمه، آن‌قدر پشت سرش قصه داشته باشه که برای فهمیدنش مجبور شی چند قرن توی شعر و زبان و تاریخ قدم بزنی. این پست‌هم هم حاصل همین کنجکاوی‌های کوچیکه، کنجکاوی‌هایی که معمولا از یک بیت شروع می‌شن و معلوم نیست آدم رو کجا می‌برن :)

شاید بگید این همه حوصله رو از کجا میاری که این چیزا رو می‌نویسی؟😅 ولی راستش، ماجرا حوصله نیست، لذته. اینکه بفهمی پشت یه واژه‌ی ساده، چند قرن داستان و عشق و شعر خوابیده، برای من یکی از قشنگ‌ترین بخش‌های ادبیاته. انگار هر کلمه یه زندگی جداگانه داشته که کم‌کم به معنای امروزش رسیده. اگر شما هم از این روایت‌های کوچیکِ ادبی خوشتون میاد، از این به بعد بیشتر از این مدل پست‌ها می‌ذارم🤍

تا حالا به این فکر کردین که “رقیب”از کجا رسید وسط عاشقی؟ 😭 جالب اینجاست که رقیب، از اول قرار نبوده رقیب باشه! قدیما به کسی که مراقب معشوق بود، رقیب می‌گفتن، یه جورایی همون نگهبان و محافظ امروزی. مثلا پدرِ یه دختر زیبارو، یکی رو می‌ذاشت سر راه که مواظب باشه عاشق‌ها زیادی به دخترش نزدیک نشن. اما خب… عشق با این چیزا شوخی نداره! 😂 این بنده‌خدا که قرار بود فقط مراقب معشوق باشه، آن‌قدر نزدیکش می‌موند که کم‌کم خودش هم دل می‌باخت. یعنی ماموریتش از مواظبت کن کسی بهش نزدیک نشه می‌رسید به خودم چرا این‌قدر بهش نزدیک شدم؟! و همین‌جاست که رقیب کم‌کم معنای امروزی خودش رو پیدا می‌کنه، کسی که عاشق همون آدمیه که تو عاشقشی. برای همین هم رقیب در شعر فارسی همیشه یه موجود دوست‌داشتنی نیست، معمولا همون آدمیه که عاشق، با دیدنش احساس می‌کنه یکی اومده وسط قصه عاشقانه‌ش و داره سهمش رو از معشوق می‌دزده. #حافظ چه قشنگ می‌گه: یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟ #سعدی هم رقیب رو این‌طور نشونمون می‌ده: رقیب انگشت می‌خاید که سعدی چشم بر هم نه مترس ای باغبان از گل، که می‌بینم، نمی‌چینم #اثیرالدین اخسیکتی هم انگار تمام دردِ عاشقِ گرفتارِ رقیب رو یک‌جا ریخته توی این چند بیت: از بیمِ رقیب جست‌وجویت نکنم وز طعنِ حسود گفت‌وگویت نکنم لب بستم و از پای نشستم اما این را نتوان که آرزویت نکنم و بعدتر، در شعر معاصر هم این رقیب هنوز همان رقیب است، فقط لباسش عوض شده: پرواز با رقیب اگر فرصتی گذاشت روزی به آشیانه ما هم سری بزن #قصه‌ی_واژه‌ها

بالاخره✨🤧
+1
بالاخره✨🤧