Sheikh drug
Відкрити в Telegram
برشهایی کوتاه(قول نمیدم) از مطالبی که به اون علاقهمندم من مغزمو اینجا بلاگری میکنم سادهترین مسائل با پیچیدهترین بیان ممکن نمایندگی اسلام آمریکایی برای همیشه در جستوجوی دانش شیخ (صلیالله) ناشناخته: http://t.me/HidenChat_Bot?start=905379092
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
448
Підписники
+124 години
-17 днів
+2030 днів
Архів дописів
449
خب بعد از دکارت فیلسوفان و دانشمندان انتقاداتی دارن و در وجود روح تشکیک میکنند که ما خلاصه میگیم و خلاصه هم جواب میدیم:
449
نظرتون چیه کمی دقیقتر شیم و بیشتر توضیح بدیم که داره چی میشه.
نظریهی «دوگانهانگاری ذهن-بدن» جدید نیست. از زمان افلاطون هس تاااا دکارت که به شکل جدیدی صورتبندیش کرد. ایشون میفرمودند که روح(ذهن) و بدن دو جوهر کاملا مجزا هستند ولی روی همدیگه تاثیر میذارن. استدلالهاش هم به صورت خلاصه اینا بود:
جسم و چیزی که میبینیم از دنیا شکپذیره ولی منِ شککننده قطعا شکپذیر نیست (من میاندیشم پس هستم) پس اینا دوتا هستن.
جسم قابل تقسیمه ولی ذهن نیست پس اینا دوتا هستن.
و چنتا استدلال دیگه که ما در کتاب تقریباً به شکل دیگری داریم اثباتش میکنیم.
449
هرکدام ازین مسائل دارای حجم عظیمی از انقلت و قیلوقال و اشکال و توضیح و قبض و بسط هستند که از حوصله بنده خارج است. شاید کنج کافهای با نخی سیگار بشود ادامه داد (:
449
مسئلهی پنجم(خیلی مهم): ایده و عمل کاملاً باید در راستای تأمین منافع مستقیم ایدهپرداز و عامل باشد. اگر چنانچه طرحی بخواهیم دراندازیم که سقف بشکافد و جهان را از خلوّ معنا نجات دهد و بشریت را سعادتمند کند به آفتابهای مسی در مستراح بین راهی جاده شمال نمیارزد. لطفاً بفهمید. فتأمل.
449
مسئلهی چهارم: اگر قرار باشد گروه به ایدهای برسد یا راهحلی پیدا کند بیش از سه نفر هیئت اندیشهورز نیست. میشود هیئت هفتگی با نوای کربلایی فلان. به علاوه ایده برای یک نفر است و افراد دیگر باید تنها مشاور باشند وگرنه افکار و ایدهها چنان خط رو خط میشوند که یا به دعوا میانجامد یا به گرسنگی و ناهار.
449
مسئلهی سوم: ایده باید در محیطی که قرار است آن ایده به عمل برسد بهوجود آید و رشد کند و کامل شود. کنج کافهای با نخی سیگار محل تولد ایده نیست. شاید جای مناسبی برای دلبری از زیبارویی باشد.
449
مسئلهی دوم تفاوتهای اساسی نتیجهی غایی با ایدهی اولیه است به طوری که تقریبا هیچ عمل انجام شدهای کاملا با آنچه که در ذهن عامل بوده تطابق ندارد. پس ایده باید آنچنان کلی و قابل انعطاف باشد که تغییرات اجتنابناپذیر حین اجرای عمل سبب تفاوت ماهوی آن با ایدهی اولیه نشود که در دامان نقض غرض به گریه گرفتار نشویم.
449
مسئله اول آنست که هیچکدام بدون آنیکی معنایی ندارد. ایدهی بدون عمل تنها آروغ روشنفکریست و عمل بدون ایده حمالی.
449
باری این مسئلهی درخت و اصل و فرع و... یا «الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه» یا «رابطهی ایده و اجرا» بسیار قابل توجه است و از ابعاد گوناگون قابل بحث. کمی به آن میپردازیم.
449
فرمودن که سریال پلوریبوس در پی نمایش جامعهی ایدهآل آمریکاییه که توش هویت بیمعناس و فردیت وجود نداره. قهرمانیم که داره با این قضیه مبارزه میکنه شورشی نیست و یه غرغروعه که داره شوخی میکنه. مثل همیشه هم یه جاهایی رو اشتباه فهمیده بودن. کلیت بد نمیگه. فراستی گفته اینارو.
449
از میز معامله میگفتیم...
اتفاقات و حوادث زندگی و آنچه مارا رنج میدهد یا لذتبخش است دائماً به ما چشانده میشود. ما. آن مایی که حرفش را زدم. ورای سنگ است. وراست. رنگ قرمز دانههای انار صرفاً طول موج یک نوع انرژی نیست. صرفاً پیام مخابره شده به مغز نیست. رنگ قرمز است. «ما» آن را میبینیم.
پس اگر ما گرما را، سرما را، محبت را، ستیز را درک میکنیم؛ رنج و لذّت را میچشیم باید چشانندهای نیز باشد. آنکه در لحظه میچشاند و مدام تغییر میدهد. هموست که پشت میز نشسته است. اوست که پیوسته چند جعبه در مقابل ما قرار میدهد و مارا «مجبور» به «انتخاب» میکند. شاید اهل معامله باشد. شاید هم نه. آه ملال.
#جریان
#فصل_اول : #میعان
صفحهی چهارم
449
زبان پهلوی هر کاو شناسد
خوراسان آن بود کز وی خور آسد
خور آسد پهلوی باشد خور آید
عراق و پارس را خور زو برآید
خراسان را بود معنی خور آیان
کجا از وی خور آید سوی ایران
449
هر جمله از سرگذشتت چون هواییست که پیوسته در زغال آتشین قلب من میدمند. لحظهلحظه افروختهتر و ذرهذره خاکستر شدن.
