زادهِ خیال…
Відкрити в Telegram
از اینکه هر روز تکهای از روحم را گم میکنم خستهام...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
261
Підписники
-524 години
Немає даних7 днів
+1230 днів
Архів дописів
261
عشق که احساس سادهای نیست
اگر ساده بود اینهمه آدم
شبها با خاطرههای معشوق شان
تنهایی نمیخوابیدند.
#اسراکریمی
261
وصلهی که ما را به زندگی وصل کرده به اسم واژه « امید » است ؛ فقط این حس ما را غالب کرده بالای زندگی.
#برین_بیک
261
اگرچه ممکن است نتوانیم چرخدندههای جهان را متوقف کنیم با این حال تکان خوردن درون ما بر اثر رنج دیگران، نشاندهنده آن است که همه چیز به پایان نرسیده است.
#اسراکریمی
261
Repost from 𐙚 🪷گل کویر
ولی یه جایی داستایفسکی تو کتاب تسخیر شدگان میگه:"میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد؛ تا به من ثابت کند که در تاریکی همه ما شبیه یکدیگریم ..."
261
جزء خدایم مرا به تعظیم به کسی، به تماشا نمینشینی؛ هدف خلقتم هم همین بود و هست پس چگونه من از اصل خویش برگردم!👑
#برین_بیک
261
Repost from لاٰـم…ོ ⏾
وقتی زنی با شما از احساساتش حرف میزند، در واقع از یک بخش آسیب پذیر از خودش را به امانت دست شما میسپارد. احترام به این امانت، تعریف واقعی مردانگیست.
261
Repost from کافه و برند ادبی آذر | Azar cafe & brand
برنامه ما آغاز میشود 📢
اگر نویسنده هستید، یا رویای نویسنده شدن را در سر دارید، این سمینار میتواند مسیر شما را روشنتر کند.
https://meet.google.com/uqr-eise-fdz
261
دوست داشتن تو
شبیه نفس کشیدن است برایم
نه میتوانم و نه هم می خواهم که ترکش کنم.
#اسراکریمی
261
گاهی با خود میاندیشم که چرا انسان با وجود بزرگ شدن هنوز به قصهها پناه میبرد شاید چون در اعماق وجودمان کودکی هرگز نمیمیرد کودکی که تشنهی شگفتی است🍁☘
#اسراکریمی
261
گاهی با خود میاندیشم که چرا انسان با وجود بزرگ شدن هنوز به قصهها پناه میبرد شاید چون در اعماق وجودمان کودکی هرگز نمیمیرد کودکی که تشنهی شگفتی است🍁☘
#اسراکریمی
261
گاهی با خود میاندیشم که چرا انسان با وجود بزرگ شدن هنوز به قصهها پناه میبرد شاید چون در اعماق وجودمان کودکی هرگز نمیمیرد کودکی که تشنهی شگفتی است🍁☘
#اسراکریمی
261
از میان تمام خاطراتی که در کوچههای دورِ کودکی جا ماندهاند قصههایی که شبها برایم روایت میشدند هنوز زندهترین بخش ذهنم هستند سالها گذشته است فصلها آمدهاند و رفتهاند اما جادوی آن داستانها هرگز از دلم رخت نبسته است امروز نیز همان دلبستگی را در خود احساس میکنم هنوز دوست دارم کسی کنارم بنشیند آرام و صبور و قصهای برایم تعریف کند قصهای که مرا از هیاهوی زندگی دور سازد به روزهای ساده و بیغبار کودکی بازگرداند و برای لحظاتی یادم بیاورد که جهان فراتر از آن چیزی است که چشمها میبینند شاید قصهها تنها روایت چند اتفاق نباشند شاید آنها راهی باشند برای پیدا کردن بخشی از گمشدهی روحمان.
#اسراکریمی
261
Repost from 𐙚 🪷گل کویر
این روزها
آنقدر فریادهایم را درون خود
ریختهام که
اگر به چشمانم
زل بزنی
کَر میشوی...
