ناتموم؛
Відкрити в Telegram
جمع دوستانهس؛ به هرچیم فکر کنم مینویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بیکلامهای درجه یک، که هیچجا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
242
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-530 днів
Архів дописів
244
Repost from من چراغها را روشن میکنم.
زندگی چقدر با رویا بافتن، راحتتر نفس میکشه. درود بر رویا و خیال.
244
داری به روزای غمگین زندگیت عادت میکنی و غمشون رو نرمال میکنی که یه چاله غمِ دیگه جلوت سبز میشه.
244
Repost from [ادامهدهنده]
شروع رو همه بلدن.
ادامهدادنه که خیلی سخته. این همون جاییه که خیلیا ول میکنن. ولی تو ول نکن.
244
دوسپسر میخوام؛ مدیونی اگر فکر کنی لوندبازی و خوش گذرونیهای خاص تو فکرم باشه، خیر. فعلاً فقط و فقط برنامم واسه داشتنش ساعتهای طولانی غیبت کردنه، من میگم اون آنالیز کنه.
244
واسه اولین بار از غذام ناراضی بودم. واسه من غذا یکی از لذتهای قشنگ و talent های دوست داشتنیم هست. اینکه از کیفیت غذام راضی نباشم در حالی که از زمانم زدم و به آشپزی کردن اختصاص دادم میتونه اوضاع رو خراب کنه و کلم رو هم چیز. میفهمی دیگه:)
244
درستش این بود که کارها مدت زمانشون به صورت پارتتایم بود ولی دریافتی و حقوقشون به صورت فول تایم بود. یعنی چی که انسان بیشترین تایم روزش رو واسه کار بذاره؟
یعنی باز بیشترین وقتش رو واسه تفریح، غذا یا حتی خواب میذاشت معقولانهتر از کار کردنه.
244
Repost from چامههای ناگهان.
این پیام رو فور کنین که بیام چنلهاتون رو چک کنم و زیباترین پستتون رو فور کنم اینجا سین بخوره.
«میتونین خودتون مشخص کنین کدوم پست رو فور کنم.»
چامههای ناگهان.
244
Repost from رها میانِ زمان
اما عزیزِ من، تو آنقدر زیبایی که کاش جایی زندگی میکردی که زندگی، چیزی بیش از زنده ماندن بود.
244
یه چای دارچین ریختم و نشستم شما رو بشنوم. چه خبر از امروزتون و حالتون؟
*(ناشناس و دایرکت جفتش رو میخونم.)
