•غزلِحافظ🤍•
Відкрити в Telegram
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
267
Підписники
Немає даних24 години
-197 днів
-1930 днів
Архів дописів
269
وقتی خود حافظ میاد میگه
شعر من همه بیت الغزل معرفت است
من چی بگم دیگه ؟...
(معلومه که تایپم حافظ میشه)
269
انصاف نباشد که منِ خسته ی رنجور
پروانه ی او باشم و او شمع جماعت.
-سعدی.
(کاش حافظ اینو گفته بود)
269
Repost from •غزلِحافظ🤍•
پرسیدم: رها کردن سخت بود؟
گفت: نه به اندازهی نگه داشتن
چیزی که واقعی نبود...
269
تنها کسی که بدون نگرانی اینکه وای موهام اینطوریه،وای لباسم درست نیست وای اینه وای اون...
ویدیو مسیج می فرستم براش،نرگسه🦕🧡
ممنونم که اینقدر امنی
269
هروقت بیش از حد دلتنگ کسی شدین به این فکر کنین که اون آدم
میتونست به یه قهوه دعوتتون کنه، اما نخواست.
میتونست کنارتون باشه، اما نخواست.
میتونست زنگ بزنه و صداتونو بشنوه، اما نزد.
میتونست خودشو زندگیتون پررنگ تر کنه، اما نخواست.
میتونست برای نگه داشتنتون تلاش کنه، اما نخواست
نکرد چون نمیخواست باشین.
(ممنونم از این متن برای تلنگر)
