•غزلِحافظ🤍•
Відкрити в Telegram
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
267
Підписники
Немає даних24 години
-197 днів
-1930 днів
Архів дописів
269
خواندم غزلی اسم تو در قافیه اش بود از عشق تو با قصه ی پر حاشیه اش بود هر واژه در این شعر و غزل شرح و بیانی از ساعت دل دادن و هر ثانیه اش بود..☕️
269
برای فراموش کردن اکست بیا سمتم، تا یه کاری کنم 6 تا تراپیستم نتونن کمکت کنن منو فراموش کنی🥰
269
اره درسته،دارم میبینم هنوز مراقبمی..
اما من دیگه از زندگیم حذفت کردم.
هر کاری کنی به چشمم نمیاد..
باید زودتر انجامش میدادی تا قبل از اینکه همه چیو از دست بدی ..
269
هربار که دو دوست صمیمی رو میبینم که
مثل دیوونه ها با هم میخندن دلم بیشتر برات تنگ میشه...
