•غزلِحافظ🤍•
Відкрити в Telegram
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
273
Підписники
Немає даних24 години
-167 днів
-1630 днів
Архів дописів
273
کاش رفیقم دعا نویس بود
هر وقت یک نفر اذیتم میکرد می رفتم پیشش و اون میگفت:نام و نام مادر 🦕
273
مکالممون زمانه صبحونه:
غزل: اگه در اینده ساعت چهار صبح شوهرم باهام نیاد صبحونه بخوریم چی؟
من:مشکلی نیست زنگ بزن بهم خودم میام صبحونه میخوریم شوهرت هم میندازیم کیسه اشغالی میندازیمش دم در 🤣🤣🎀
و پایان.
273
از مودی بودن خواهر عزیزم همینقدر بگم که این تایم منو بیدار کرده که چی؟
پاشو صبحونه بخوریم 😭
273
افکورس که من یه کمالگرای روانیم که باید همه ری اکشن های مورد علاقه چنل رفیقم رو از اولین پیامش توی چنل تا اخرینش خودم بزنم💅🏻
273
سالیان سال طول میکشه از یکی خوشم بیاد
بعد وقتی از یکی خوشم اومد میفهمم که غیر ممکنه که ارتباط بگیرم باهاش
این چه ظلمیه در حق من شده
273
فرقه بین اونی که تایمش رو برای تو خالی میکنه و اونی که تو تایم خالیش، سراغت رو میگیره!
