uk
Feedback
باستان شناس بیکار

باستان شناس بیکار

Відкрити в Telegram

متعلق به یک باستان‌شناس بیکار ✒️حفاری ذهن https://t.me/Mind_Diggings 👤ناشناس @Unemployed_archeologistbot Private🔒 https://t.me/+cduOuS0o4lJhMzQ0 🎵آهنگ یاب @Unemployed_archeologist_songbot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
396
Підписники
-1124 години
+427 днів
+12730 днів
Архів дописів
بچه های کنکوری از جمله خودم. یواش یواش داریم به مرحله آخر می‌رسیم، هیچ جای پشیمونی نذاریم! ما به خودمون موفقیت و بهترین چیز هارو رو مدیونیم و با وجود این همه سختی شرایط و مشکلات پیش اومده لایق بهترینا هستیم..

گویا باید به همراه کارت ور‌ود به جلسه، همراه خودمون پدافند هم ببریم

✨🙏

Repost from [جنآس]
ما خودِ تظاهر هستیم. سال‌ هاست که حقیقت را از زندگی‌ مان تبعید کرده‌ ایم و به جایش ویترینی از فضیلت ساخته‌ ایم و نمایش را به یکی از خصائص ساختاری این جامعه تبدیل کرده ایم. ما و بسیاری از جوامعی که به سرنوشت ما دچارند، بیش از آنکه میدان زیستن باشند، صحنه‌ی اجرای نمایش هستند. هر کس نقابی بر چهره دارد و هر نقاب، نقابی دیگر را تحسین می‌کند. این‌جا صداقت، ساده‌لوحی است؛ سکوت، ضعف و حقیقت، کالایی است که مشتری چندانی ندارد. ما به اخلاق تظاهر می‌کنیم و منفعت را می‌پرستیم، به دانایی تظاهر می‌کنیم و از اندیشیدن می‌گریزیم. به دینداری، روشنفکری، انسان‌ دوستی، وطن‌ پرستی، عشق و حتی رنج تظاهر می‌کنیم؛ گویی هر فضیلتی، لباسی است که می‌توان برای جلب نگاه دیگران بر تن کرد و هر زمان که سودی در آن نبود، بی‌ هیچ شرمی از تن بیرون آورد. گویی این چهره زشت چندرویی در بین ما ریشه دوانده و تظاهر به رفتارهای چندگانه، شرم نه، ولی تا دلمان بخواهد باعث فخر ورزیدن شده است. تراژدی آنجاست که دیگر کسی از این نمایش خسته نیست. دروغ به عادت بدل شده است و نقاب، آنقدر بر صورت مانده که چهره شده است و انسان‌ها دیگر عبایی از پس انداختن حقیقت ندارند. ما ناخواسته جامعه‌ای ساخته‌ایم که در آن، اعتبار از صداقت گران تر است و ظاهر از باطن مقدس تر. موفقیت، نمایش است؛ مهربانی هم، نمایش است؛ فروتنی هم، نمایش است؛ حتی اعتراض نیز گاه به نمایشی دیگر تبدیل می‌شود، گویی هیچ گاه حقیقتی نبوده و همه چیز از ابتدا توخالی و پوچ به وجود آمده است. و شاید تلخ ترین بخش ماجرا این باشد که از این همه تظاهر، دیگر شرمنده نیستیم بلکه به آن افتخار می‌کنیم. کودکانمان را نیز از همان ابتدا برای بازی کردن نقش‌ ها تربیت می‌کنیم، برای ساختن چهره‌ای مقبول در نگاه دیگران و جامعه ای که دلیل حیاتش انتخاب های ماست. از جامعه‌ ای که پر از لبخندهای مشکوک‌، دست‌ های حسابگر و سخنان تهی‌ است انتظاری نمی‌رود که رابطه‌ بین اعضای آن نیز، چیزی جز معامله‌ کوتاه مدت نباشد. و هزاران افسوس که از خودمان شرمنده میشویم وقتی میفهمیم زندگی یک جشن بالماسکه است و ما با چهره واقعی در آن شرکت کرده ایم.
به نقل از باستان شناس بیکار
منتشر شده در: 👆آکادمی علوم انسانی[جنآس] | #بیندیش

«طبایع پست» از همه‌چیز سوءاستفاده می‌کنند؛ خصوصا زمانی که دریابند دسترسی به شما نیز آسان است. از این رو آدمی باید بکوشد علی‌رغم گرایش طبیعی به مردم‌داری، در مراوده با آدم‌های بی‌سروپا بیشترین خست را به خرج دهد.
شوپنهاور

گاه در گرمای یک نیمروز تابستان آشنایی خودم را با هستی گم می‌کردم و گاه به‌هنگام پوست‌ کندن یک سیب، مهر مادری و پیوند میان خود و بستگانم را به مسخره می‌گرفتم. چه آسان تنها می‌شدم. و چه تنهایی بی‌دروپیکری.
سهراب سپهری

طبل‌های میان تهی بلندترین آوازها را سر می‌دهند. آدمی با روح عمیق، در غنای انزوای خویش آرام می‌گیرد، بی‌نیاز از تماشا... این درون تهی‌ست که همواره در ولع نمایش، گدایی می‌کند آواز نگاه‌ها را. چنگ می‌زند مسلخ چشم‌ها را به هر قیمتی. عمق را جانی‌ست ساکت و عاری از نیاز به اثبات و اعلام، و پوچی را حنجره‌ای پرخروش.

خوشحال میشم ری اکشن بزنین و فوروارد کنید❤️✨

ما خودِ تظاهر هستیم. سال‌ هاست که حقیقت را از زندگی‌ مان تبعید کرده‌ ایم و به جایش ویترینی از فضیلت ساخته‌ ایم و نمایش را به یکی از خصائص ساختاری این جامعه تبدیل کرده ایم. ما و بسیاری از جوامعی که به سرنوشت ما دچارند، بیش از آنکه میدان زیستن باشند، صحنه‌ی اجرای نمایش هستند. هر کس نقابی بر چهره دارد و هر نقاب، نقابی دیگر را تحسین می‌کند. این‌جا صداقت، ساده‌لوحی است؛ سکوت، ضعف و حقیقت، کالایی است که مشتری چندانی ندارد. ما به اخلاق تظاهر می‌کنیم و منفعت را می‌پرستیم، به دانایی تظاهر می‌کنیم و از اندیشیدن می‌گریزیم. به دینداری، روشنفکری، انسان‌ دوستی، وطن‌ پرستی، عشق و حتی رنج تظاهر می‌کنیم؛ گویی هر فضیلتی، لباسی است که می‌توان برای جلب نگاه دیگران بر تن کرد و هر زمان که سودی در آن نبود، بی‌ هیچ شرمی از تن بیرون آورد. گویی این چهره زشت چندرویی در بین ما ریشه دوانده و تظاهر به رفتارهای چندگانه، شرم نه، ولی تا دلمان بخواهد باعث فخر ورزیدن شده است. تراژدی آنجاست که دیگر کسی از این نمایش خسته نیست. دروغ به عادت بدل شده است و نقاب، آنقدر بر صورت مانده که چهره شده است و انسان‌ها دیگر عبایی از پس انداختن حقیقت ندارند. ما ناخواسته جامعه‌ای ساخته‌ایم که در آن، اعتبار از صداقت گران تر است و ظاهر از باطن مقدس تر. موفقیت، نمایش است؛ مهربانی هم، نمایش است؛ فروتنی هم، نمایش است؛ حتی اعتراض نیز گاه به نمایشی دیگر تبدیل می‌شود، گویی هیچ گاه حقیقتی نبوده و همه چیز از ابتدا توخالی و پوچ به وجود آمده است. و شاید تلخ ترین بخش ماجرا این باشد که از این همه تظاهر، دیگر شرمنده نیستیم بلکه به آن افتخار می‌کنیم. کودکانمان را نیز از همان ابتدا برای بازی کردن نقش‌ ها تربیت می‌کنیم، برای ساختن چهره‌ای مقبول در نگاه دیگران و جامعه ای که دلیل حیاتش انتخاب های ماست. از جامعه‌ ای که پر از لبخندهای مشکوک‌، دست‌ های حسابگر و سخنان تهی‌ است انتظاری نمی‌رود که رابطه‌ بین اعضای آن نیز، چیزی جز معامله‌ کوتاه مدت نباشد. و هزاران افسوس که از خودمان شرمنده میشویم وقتی میفهمیم زندگی یک جشن بالماسکه است و ما با چهره واقعی در آن شرکت کرده ایم.
باستان شناس بیکار

غافل کند از کوتهی عمر شکایت شب در نظر مردم بیدار بلند است

Incognita.mp36.00 MB

وقتشه؟

برسم به طور سینا، کشم از زمانه آهی نرسد به ما مجال اَرَنی و لَن تَرانی

Descending.mp39.94 MB

تو تکرار نمیشی هیچوقت نمیشه تورو با کسی مقایسه کرد🔥
تو تکرار نمیشی هیچوقت نمیشه تورو با کسی مقایسه کرد🔥

مسی عاشقتم

دارم به پایان ۳ سال «زندگی» میرسم...
دارم به پایان ۳ سال «زندگی» میرسم...