uk
Feedback
Association of stars

Association of stars

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
2 005
Підписники
-324 години
-637 днів
-4830 днів
Архів дописів
..HOME..

Відеоповідомлення00:25

ما در جامعه‌ای برونگرا زندگی می‌کنیم که برای تنهایی و سکوت ارزش قائل نیست. ما مدام در حال پر کردن درون خود با مکالمات فیلم‌ها و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی هستیم. ما در حالی که تشنگی فرهنگی و سیاسی داریم و دائما در حال جذب اطلاعات و به دنبال تفریح هستیم، همواره نگرانیم چیزی مهم را از دست بدهیم. ما خود را با آنچه در دسترس‌مان است خفه می‌کنیم تا مبادا با خودمان تنها باشیم. ‌
(گای کارنو)

It fixed me..
It fixed me..

sticker.webp0.09 KB

photo content
+1

Відеоповідомлення00:03

Repost from RegaPlus
‏دروغ گفتند که آسمان همه جا آبی‌ست.

امیرحسین ملکی،گل محمد محمدی،قائم حسینی،ابلفض ابراهیمی،علی دشتی،امیرحسین ابراهیمی انالوچه،علیرضا رئیسی،سجاد نجفی،سپهر هونجانی،محمدجواد سلیمانی،علی اکبر بحرینی،مهدی شریفی،مهدی قاسمی،مهنام نواب صفری،نیما عربان،محبوبه شعبانی،رومینا و ترانه رحیمی،بنیامین نقدی،محمدحسین شفیعی،فائقه حسینی،ملیکا عزیزی،نیلوفراصفهانی،دیانا طاهرابادی،ساغر غلامی،ارغوان فلاحی

..Moazen, do not call the crimson adhan..

به طور کلی سکوت نشانه ضعف نیست بلکه برعکس سکوت نمایان کننده قدرته زمانی که فردی با خشم دنیای اطراف را می بلعد و تو تنها با سکوت به او خیره شده ای سکوتی که یک راز است که اگر به کسی بگویی اش شکسته میشود سکوتی که تقدیر را بر میگرداند گویا که شیپور اخرالزمان به صدا در امده و زنده ها را میمیراند اهمیت ندادن قدرتمندتر از حرص های بیخود است زیرا این ادمیان گدای توجه همانند فقیری به دنبال پول وقتی توجهی نصیب آنها نشود تهی تر از قبل می‌شوند.

photo content
+1

چجوری 65 تیکه متعلق به 36 نفره.

فعلا بات قبلی خرابه

لطف کنید یه فاتحه بدین بخاطر یکی از بچهای مهربون مدرسمون که فوت شد .

photo content

خانواده ای دارم که بخاطر نگرانیم بلند شدن سه نفری پیتزا درست کردن الان دارن شیرینی درست می‌کنن تا اینا هستن چه نیازی به بقیه هست؟!

گویی درد این گربه را تنها زمانی می‌بینند که زخم، به قلبش برسد.حیف… صد حیف بر این سرزمین؛ بر این گربه آبی که روزگاری قطعه‌ای از بهشت بود و امروز میان کرکس‌ها، زخمی اما استوار، هنوز نفس می‌کشد. حیف بر مردمان نجیب و مهربانی که سزاوار آرامش‌اند، نه آنکه هر روز ذره‌ذره پرپر شوند،آن هم در سرزمینی که از غنی‌ترین خاک‌های جهان است.به امید روزی که دیگر هیچ گوشه‌ای از این گربه زیبا، رنگ اندوه به خود نبیند. روزی که آرامش، امنیت و لبخند، سهم همه مردم ایران باشد جایی که آرزو ها قبل از کالبد ها به قبر گذاشته نخواهند شد.

سرشت زیبایی، از ازل، با اندوه درآمیخته است. حال شاید بتوان زیبایی بی‌پایانِ این گربهٔ تنها را دریافت. گربه‌ای میان کفتران و کرکس‌ها، با موهایی به رنگ آبی، با پاهایی که هر لحظه در معرض خطرند. گربه‌ای به زیبایی هفت آسمان، پاره‌ای گمشده از بهشت، با تاریخی کهن، مردمانی اصیل و خاطرهٔ پادشاهانی که عدالت را بر تخت می‌نشاندند.صد بار خواستم از این گربه بنویسم و صد بار واژه‌ها را پاک کردم. مگر می‌توان از زیبایی سخن گفت، آن‌گاه که پنجه‌هایش بر خاکی داغ و زخمی قدم می‌گذارند؟!مگر می‌توان از شکوهش نوشت، وقتی در گوشه‌ای از این سرزمین، آسمان به جای باران، آتش می‌بارد و مردمانش میان گرمای سوزان، بی‌آبی، خاموشی، ناامنی و هراس، تنها می‌کوشند زنده بمانند؟!