Association of stars
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 001
مشترکین
-324 ساعت
-637 روز
-4830 روز
آرشیو پست ها
2 007
ما در جامعهای برونگرا زندگی میکنیم که برای تنهایی و سکوت ارزش قائل نیست. ما مدام در حال پر کردن درون خود با مکالمات فیلمها و برنامههای رادیویی و تلویزیونی هستیم. ما در حالی که تشنگی فرهنگی و سیاسی داریم و دائما در حال جذب اطلاعات و به دنبال تفریح هستیم، همواره نگرانیم چیزی مهم را از دست بدهیم. ما خود را با آنچه در دسترسمان است خفه میکنیم تا مبادا با خودمان تنها باشیم. (گای کارنو)
2 007
امیرحسین ملکی،گل محمد محمدی،قائم حسینی،ابلفض ابراهیمی،علی دشتی،امیرحسین ابراهیمی انالوچه،علیرضا رئیسی،سجاد نجفی،سپهر هونجانی،محمدجواد سلیمانی،علی اکبر بحرینی،مهدی شریفی،مهدی قاسمی،مهنام نواب صفری،نیما عربان،محبوبه شعبانی،رومینا و ترانه رحیمی،بنیامین نقدی،محمدحسین شفیعی،فائقه حسینی،ملیکا عزیزی،نیلوفراصفهانی،دیانا طاهرابادی،ساغر غلامی،ارغوان فلاحی
2 007
به طور کلی سکوت نشانه ضعف نیست بلکه برعکس سکوت نمایان کننده قدرته زمانی که فردی با خشم دنیای اطراف را می بلعد و تو تنها با سکوت به او خیره شده ای سکوتی که یک راز است که اگر به کسی بگویی اش شکسته میشود سکوتی که تقدیر را بر میگرداند گویا که شیپور اخرالزمان به صدا در امده و زنده ها را میمیراند اهمیت ندادن قدرتمندتر از حرص های بیخود است زیرا این ادمیان گدای توجه همانند فقیری به دنبال پول وقتی توجهی نصیب آنها نشود تهی تر از قبل میشوند.
2 007
خانواده ای دارم که بخاطر نگرانیم بلند شدن سه نفری پیتزا درست کردن الان دارن شیرینی درست میکنن
تا اینا هستن چه نیازی به بقیه هست؟!
2 007
گویی درد این گربه را تنها زمانی میبینند که زخم، به قلبش برسد.حیف… صد حیف بر این سرزمین؛ بر این گربه آبی که روزگاری قطعهای از بهشت بود و امروز میان کرکسها، زخمی اما استوار، هنوز نفس میکشد. حیف بر مردمان نجیب و مهربانی که سزاوار آرامشاند، نه آنکه هر روز ذرهذره پرپر شوند،آن هم در سرزمینی که از غنیترین خاکهای جهان است.به امید روزی که دیگر هیچ گوشهای از این گربه زیبا، رنگ اندوه به خود نبیند. روزی که آرامش، امنیت و لبخند، سهم همه مردم ایران باشد جایی که آرزو ها قبل از کالبد ها به قبر گذاشته نخواهند شد.
2 007
سرشت زیبایی، از ازل، با اندوه درآمیخته است. حال شاید بتوان زیبایی بیپایانِ این گربهٔ تنها را دریافت. گربهای میان کفتران و کرکسها، با موهایی به رنگ آبی، با پاهایی که هر لحظه در معرض خطرند. گربهای به زیبایی هفت آسمان، پارهای گمشده از بهشت، با تاریخی کهن، مردمانی اصیل و خاطرهٔ پادشاهانی که عدالت را بر تخت مینشاندند.صد بار خواستم از این گربه بنویسم و صد بار واژهها را پاک کردم. مگر میتوان از زیبایی سخن گفت، آنگاه که پنجههایش بر خاکی داغ و زخمی قدم میگذارند؟!مگر میتوان از شکوهش نوشت، وقتی در گوشهای از این سرزمین، آسمان به جای باران، آتش میبارد و مردمانش میان گرمای سوزان، بیآبی، خاموشی، ناامنی و هراس، تنها میکوشند زنده بمانند؟!
