uk
Feedback
“رُزِ وَحشی”

“رُزِ وَحشی”

Відкрити в Telegram

اگه خواستی حرف بزنیم https://t.me/paym_nashenasBot?start=hUGHyC3MifnJbau

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
233
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+130 днів
Архів дописів
sticker.webp0.00 KB

«مامان ، یک سال شد » یک سال که دیگه گرمای بغلتو حس نکردم امیدارم ببینمت تو یه دنیای دیگه و از ته دلم بغلت کنم تو دنیایی که وا
+1
«مامان ، یک سال شد » یک سال که دیگه گرمای بغلتو حس نکردم امیدارم ببینمت تو یه دنیای دیگه و از ته دلم بغلت کنم تو دنیایی که واسه منو تو «دوری و پایانی» وجود نداشته باشه مامان درسته نیستی اما همیشه توی من «زنده ای » و یه روزی دوباره دخترت میاد کنارت من خوش شانس ترین آدم بودم که تو مامان من شدی مرسی که مامان من بودی تو بهترین بودی ، همیشه . «عاشقتم عاشقتم عاشقتم » سخته نوشتن اینا سخته قبول کردن نبودنت مامان دخترت داره سعی میکنه زندگی کنه و همچی رو عادی نشون بده اما فقط خودمم که میدونم هرشب تا صبح برام تکرار میشی ، بدون ذره ای فراموشی ! مامان از وقتی نیستی تار موهای سفیدم راحت تر معلومه بین موهام… بهت نیاز دارم مامان لطفا مراقبم باش مثل همیشه با این فرق که این بار تو آسمون ها … خیلی دوست دارم یکی یدونه کتایون مامان آنی من …
02 / 03 / 1404 02 / 03 / 1405

sticker.webp0.00 KB

فاجعه آن جاست که رنج، عادی می‌شود و انسان‌ها یاد می‌گیرند با چیزی کنار بیایند که هرگز نباید پذیرفته می‌شد.

sticker.webp0.00 KB

می‌بینی؟ طوری در رنج‌کشیدن ماهر شده‌ای، که گاهی خودت هم زخم‌هایت را از یاد می‌بری. و اما عزیزم دیدی؟ دیشب هم صبح شد. - حمید سلیمی

sticker.webp0.00 KB

تو میگویی صبر کنم غم تمام شود ، اما عزیزِ من اینجا هیچ چیز تمام نمیشود جز آدما.

sticker.webp0.00 KB

"سوگ بى پايان" فقط ازدست دادن يك فرد نيست سوگ آينده اى ست كه تصورش مى كرديم اما محقق نشد سوگ امنيتى كه داشتيم وحالا نداريم سوگ نسخه اى از زندگى كه قرار بود اتفاق بيفتد ونيفتاد سوگ اميدي که داشتيم و الان نداريم

sticker.webp0.00 KB

بعضی دلتنگی‌ها شبیه درد نیستند، شبیه خالی شدن‌اند… انگار یک نفر تکه‌ای از روحِ تو را با خودش برده باشد. و تو، هر روز، با جای خالیِ او زندگی کنی. آدم به نبودنِ بعضی‌ها عادت نمی‌کند؛ فقط یاد می‌گیرد با بغضِ پنهانی، با خاطراتی که بی‌هوا هجوم می‌آورند، و با قلبی که هنوز گاهی یواشکی سراغشان را می‌گیرد، ادامه بدهد.

sticker.webp0.00 KB

و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور می‌دهم، به این امیدِ نور کم‌سویی که در دوردست‌ها می‌درخشد.

sticker.webp0.00 KB

سرنوشت آدمی را جغرافیا رقم می‌زند.

sticker.webp0.00 KB

اندوه ارث پدری و مادریمان بود، ادامه‌دار، ریشه‌‌دار، همیشگی، جدا نشدنی.

sticker.webp0.00 KB

به شجاعت شما قسم؛ این دیار، آباد خواهد شد..!