uk
Feedback
Savior angel.

Savior angel.

Відкрити в Telegram

She/they. Bisexual @Ursulaa_a:این منم Bella Ciao نه عزاداری نه کفن و دفنی Freinds don't lie. ⚪️👄⚪️ فن کلاب پدری و تونی استارک ما لوکی را میپرستیم🙏🏻 http://t.me/HidenChat_Bot?start=6849747790 : باهام حرف بزنید

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
217
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-830 днів
Архів дописів
تام هالند بهترین آدم دنیاست واقعا خیلی عاشقش هستم بچه گوگولی ناج و بامجه اندازه یه کف دسته🤏

حدس بزنین کی اینجا قراره توکیو رو نقاشی کنه؟

Repost from N/a
دلم برای گله فایر تنگ شده نیاز دارم برم پیوی تک تکشون بپرسم امروز چیکار کردن

خیلی دوست دارم واسه آدما غذا بپزم ببرم بگم سلام من اینو واسه تو درست کردم. واقعا بهترین کار دنیاست.

رفتم تو دیوار

Repost from Mahshid is talking
photo content
+1

❤️ترکیب خطرناک GAY PRO بارسلونا 🫃 ▶️ @LiveScore_plus ⚡ @Varzesh_Plus
❤️ترکیب خطرناک GAY PRO بارسلونا 🫃 ▶️ @LiveScore_plus ⚡ @Varzesh_Plus

امروز اینقدر اذیت شدم که فقط کاش امروز تموم شه.

یه "خیر" قاطع بهتر از یه "بله" بلاتکلیفه.

اسپویل گات تا اخر فصل سه💥
اسپویل گات تا اخر فصل سه💥

هرجور حساب میکنم تو هر دینی گناهکارم دیگه پس چه فایده از این به بعد هم باشم دیگه🧍‍♀️

از ایران خارج بشید. فرقی نداره چطوری. به عنوان دانشجو، به عنوان همسر مرد پولدار، به عنوان فراری، به عنوان روح.

photo content

رنج می‌کشید، گاها سیگار‌ و اغلب هم زوزه. فکر می‌کنم به سر بردن عمر در این ورطه برایش آنقدر راحت نبود که بتواند حداقل بیشتر از یک سیگار برای خود وقت بگذارد. رنج اما همراه بود، دائم. آقای همسایه فکرمیکرد که عوض کردن ماشینش تمام خوشبختی زندگی‌است، دیگری امیدوار بود که امشب را گرسنه نخوابد و من هم فکر میکردم که این کابوس کی تمام می‌شود. فکر کردم که شاید فقط ما رنج می‌کشیم اما گربه‌ی مرده‌ی کنار خیابان هم فکر میکرد که شاید فردا برایش پوست مرغی بگذارند. روزنه های امید هم به همین راحتی در تاریکی گم می‌شدند باران که می‌آمد، می‌ترسید که با رنج تنها باشد. زوزه ها شدیدتر می‌شد و دود کمرنگ تر من هم کابوس میدیدم از خواب که‌ می‌پریدم التماسش میکردم آرام باشد، که پایان دود پایان زندگی نیست، که اگر زوزه ای در کار نباشد هم خواهم شنید. باورش نشد. گفت اگر رنج نباشد هم بعید است دوباره "شاد" باشیم واژه دوری بود، حتی برای من سعی می‌کردم باز بخوابم شاید خواب این‌بار کابوس نباشد و همینطور هم می‌شد. رویای دوردست میدیدم سخت تر از کابوس بود که دست هایم در هوا معلق میماند و به او نمی‌رسید. می‌رفت. قدم هایش آرام بود و متین اما به او نمی‌رسیدم. به پایان جاده که رسید، ایستاد. دیگر جلو نرفتم. گفت دیگر دودی نیست، زوزه ای نیست و کماکان رنج هم. اما دیدی که پایانشان پایان زندگی بود؟ شاید این آخرین نخی بود که اورا به زندگی وصل میکرد. به مو رسید و دود شد و سرفه شد و او آنقدر سرفه کرد تا نایی برای نفس هم نباشد چه رسد به زوزه. چشم هایش که بسته شد برای همیشه رفت. من اما هنوز فکر میکردم که آیا این کابوس تمام خواهد شد یا روزی در گوشه‌ی خیابان به امید اینکه فردا روز بهتری باشد کنار گربه سیاه مغموم مینشینم، به او فکر میکنم و به بسته شدن چشم‌ ها‌. و کسی نمیماند تا بگوید که من، برای همیشه رفتم.

Ouch.

کلم خیلی نامناسب شد الان خب من دردمو به کی بگم.

Repost from Mahshid is talking

الو میومدی با چاقو میزدی تو شکمم؟؟

خب مجبور بودی؟؟؟؟

Repost from Metallic 🍁
https://t.me/torobcheati2 I’m saying,“It’s okay, let me go.” and “Clint, where’s Nat?” but you're not nerdy enough to understand.