خاکستر.
Відкрити в Telegram
خودمونی به صرفِ چای و کتاب و عکس و زندگی! صندوقِ پستی: @burnt_ashbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
231
Підписники
-224 години
+27 днів
-730 днів
Архів дописів
231
Repost from مثلاً روانشناسم!
یاد گرفتم جدیدا گریهی چریکی میکنم. سریع، کوتاه، و نامنظم زمانی که خودمم توقعش رو ندارم.
-مادا
231
Repost from Art and death.
روی تنَت زخمی نَهان، صد بار مُردی بیزبان
اما تو از خاکستَرت آغاز خواهی شد بِدان.
[ شکیلا مالکی ]
231
امکان میآفریند و خراب میکند. امکاناتِ ناشناس، در طول جادهها و چون زنبوران ولگرد، به روی گمنامترین گُلهای وحشی خانه میسازند.
بار دیگر، شهری که دوست میداشتم _ نادر ابراهیمی.
231
زندگی یعنی لقمهی قورباغهای که فرد نابینایی آن را با اشتیاق میبلعد.
ته خیار _ هوشنگ مرادی کرمانی
231
Repost from دوزخ امّا سرد
آدم نمیداند چه بگوید، در کشوری که صدها میلیون دلار از پول ملت خرج نهادهای شبهفرهنگی پروپاگاندای رژیم میشود، پژوهشگری مستقل و ارزنده مثل دکتر دهقانی اینطور مجبور است مخاطبان را به خرید آثارش دعوت کند. بههرروی اگر ذرهای به ادبیات فارسی، خصوصاً ادبیات کلاسیک فارسی علاقهمندید در دنبال کردن ایشان تعلل نکنید. فارغ از کتابها، درسگفتارهای خوانش شاهنامه، گلستان، قابوسنامه و... نیز در کانالشان به رایگان در دسترس است.
231
جمعه. غروب. باد. گندمزار. صدا. پرتقال خونی. نوزدهم. دی.
این عکسی که گرفتمو دوست دارم؛ در ظاهر، عکس در بطن، ماجراها.
