مگر تمام عمر چندتا بـهمنـہ ؟
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
588
Підписники
-724 години
-547 днів
-57630 днів
Архів дописів
من اقیانوسها را در درونم حمل میکنم
اما تمام آنچه تو میبینی هنوز برکهای آرام است.
خسته از تمام چیزهایی که به ظاهر پذیرفته ام اما با هر تلنگر دوباره مثل قبل برایم پررنگ میشوند.
من از همه ی آنچه نداشته ام، اشباع شده ام.
همهی آنچه نیست از من دارد سر میرود.
آیا کسی حرف مرا میفهمد؟
چشمان فاتحش چون بُرادههای فوالد زبانه میکشید، و با شعله هایی که چون خون از مشعلش فرو میریخت، دخمه های ژرف را روشن میکرد!.
«پس از تمام این رویدادها دانستم دیگر به جایی رسیدهام که زیستن، برایم سختتر از مُردن است.»
«تو با شب شباهت بسیاری داری؛
زیبایی اما غمگین، ساکتی اما پُر از حرف.»
