uk
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
330
Підписники
-124 години
-27 днів
+1030 день
Архів дописів
Today the wind was blowing, making the curtains flutter and scattering the marbles. A sound of crackling and popping, like strings and beads, was turning into something in my hands. I did not hear a woman's voice speaking of her pain, nor of her home's absence, nor of her bones being broken by her husband, nor the voices of girls carelessly standing and talking about the clothes they should wear at the gathering. And about what such-and-such woman and girl are doing and what they are like. You see, six months have passed, and I said it would pass quickly. Because everyone had left, and it was just me and myself 👀❤️‍🩹

یک سال شد در همین خانه، در همین گوشه گک دفتر کار می کنم. زنی را ندیدم که با جان و دل بیاید و هنر یاد بگیرد همه و همه بخاطر پو
یک سال شد در همین خانه، در همین گوشه گک دفتر کار می کنم. زنی را ندیدم که با جان و دل بیاید و هنر یاد بگیرد همه و همه بخاطر پول می آمدن. امروز آخر پروژه بود و صبح که معاش های خود را دریافت نموده پا به فرار رفتن و برنگشتن یعنی اینکه دیگر قرار نیست اینجا باشیم و تمام شدیم. سوال من در اینجاست: چرا مردم نمی روند در پی کشف خویش؟

من قسمی باید بنویسم که داستان هایم را می نویسم. مدتی است با خود گرفتارم از جنگیدن، رفتن ها، ناراحتی ها و تعصب وغیره ترسیده ام
من قسمی باید بنویسم که داستان هایم را می نویسم. مدتی است با خود گرفتارم از جنگیدن، رفتن ها، ناراحتی ها و تعصب وغیره ترسیده ام به همین دلیل است که نمی توانم سر هیچ چیزی تمرکز کنم. نه کار نه زندگی و نه دوستان و همکاران و حتی خانواده اینطور نیست که کسی را بد بیبنم من از خودم یک قسمی متنفر شده ام🥀

ههه.. گاهی با خودم فکر می‌کنم که این‌جا بیش از آن‌چه که باید، حرف می‌زنم و چیز مهم و به درد بخور هم نمی‌گویم. فقط روزمره‌گی‌های خودم هستند با چندتا عکسی که از در و دیوار می‌گیرم و چندتا آهنگی که گوش می‌کنم. با خودم می‌گویم اعضای کانال را خسته نسازم. می‌گویم علایق و افکار و رنج‌های من برای چه کسی مهم است و این حرف‌ها.. ولی دوباره به خودم می‌گویم، یک همین‌جا حس اضافه بودن نکن. یک همین‌جا را از خودت، خانه‌ی خودت و برای خودت بدان. یک همین‌جا راحت باش و خودت. حتا اگر بد و خسته‌کننده و ضعیف و غمدرون باشی. هی بابا مُردم از بس برای خودم خط و نشان کشیدم و به هیچ‌کدام‌شان عمل نکردم و عذاب‌وجدان گرفتم. مه رفتم.

به جرأتش می بالم که از خود می حرفد 🫠🥀

که با گذشت زمان می‌شود فراوان‌تر... |  #عفیف_باختری  |

برای یکی از شاگردانم بورسیه ترکیه برآمده و مقام اپل را هم کسب کرده اما نمی تواند برود 💔🥹 One of my students received a scho
برای یکی از شاگردانم بورسیه ترکیه برآمده و مقام اپل را هم کسب کرده اما نمی تواند برود 💔🥹 One of my students received a scholarship to Turkey and also earned a great ranking, but unfortunately she can’t go. 💔🥹

گفت: کوچه‌ی‌تان مرا یاد "گلنار و آیینه" می‌اندازد.
+1
گفت: کوچه‌ی‌تان مرا یاد "گلنار و آیینه" می‌اندازد.

شرح مثنوی دفتر نخست - جلسه دوم - دکتر عبدالکریم سروش 🍭 Download by RegaYouTube

بسیار با ذوق و خوشحالی، از این و آن پرسیدم که پوشه‌ی کانال‌ها چطور ساخته می‌شود. با ذوق‌ِ بیشتر، ساختم و گفتم کانال‌های خوبی را که می‌شناسید برایم بفرستید و این چیزها. یک دنیا حرف خوب در مورد این کانال‌ها درون کله‌ام راه می‌رفت که این‌جا بنویسم؛ ولی..
اندکی حال* و هوا بود خرابش کردند.
https://t.me/addlist/wBFFhHTFLJAzZWVl

📜#نقد_ادبی 🔰به وقت بخارا در آیینه نقد ✍️#کوثر_بخارایی (داستان‌نویس) وسیمه بادغیسی؛ نویسنده و استاد دانشگاه، از بادغیس تا دا
📜#نقد_ادبی 🔰به وقت بخارا در آیینه نقد ✍️#کوثر_بخارایی (داستان‌نویس) وسیمه بادغیسی؛ نویسنده و استاد دانشگاه، از بادغیس تا دانشگاه واشنگتن مسیر درخشانی را طی کرده و با آثار داستانی‌اش به یکی از صداهای مهم روایت دردها، تنهایی و واقعیت‌های زندگی زنان افغانستان تبدیل شده است. مجموعه‌های «کلمه را باد می‌برد» و «به وقت بخارا» بازتابی از جهان‌بینی تلخ اما واقع‌گرایانه اوست. 📲در سایت انجمن ادبی خانه مولانا بخوانید: https://khanemwlana.com/in-the-time-of-bukhara-through-the-mirror-of-criticism/ 💠 راه‌های پیوند با ما: 🌐 وب‌سایت: https://khanemwlana.com 📲 تلگرام: t.me/khanamwlana | t.me/khanemwlana 📘 فیسبوک: facebook.com/khanemolana 📸 اینستاگرام: instagram.com/khanemwlana #انجمن_ادبی_خانه_مولانا #مقالات_ادبی #داستان #به_وقت_بخارا #وسیمه_بادغیسی #کوثر_بخارایی

هیچ جا خانه نمی شود🫠🥀

photo content
+1

من را می گوید

من در سرک پاسخ پیام‌های دوست‌هایم را داده‌ام، در بین جمع، در تنهایی، صبح زودهنگام، شب با چشم‌های خسته و تشنه‌ی خواب، در بازار، هنگامی که مهمان بودم، میزبان بودم، خوشحال بودم، ناراحت بودم، با دو ام.بی نت، با نتِ نامحدود و خلاصه در هر حال سعی کرده‌ام که پیام هیچ‌کس را بدون پاسخ نمانم و بیشتر از ده دقیقه منتظرش نمانم و منتظر نمانده. دو برابرِ تقلایم برای ناراحت نکردن دوست‌ها، سعی کرده‌ام خودم از دیر پاسخ دادن‌ها و نادیده گرفتن‌ها و یک پیام طولانی را با یک لایک پاسخ دادن‌ها، پیام را دیدن و پاسخ ندادن‌ها، هنگام حرف زدن رفتن و بعد گفتن این‌که خوابم برد و نمی‌دانم فلان‌جا رفتم و این‌طور گفتن‌ها -در حالی‌که می‌دیدم آنلاین هستند و استوری می‌گذارند- و از یک دنیا رفتار دیگر ناراحت نشوم. من این همه سال گفتم، خیر اس که بگویند با هرکس شبیه خودش؛ ولی من خودم می‌باشم و همان کاری را انجام می‌دهم که به‌نظرم درست است؛ ولی.. حالا از امروز به بعد برای خودم حق می‌دهم که با هرکس شبیه خودش رفتار کنم و همه‌چیز را به دل بگیرم و به دل می‌گیرم.

شاید اندکی رقص حال مرا به جا آورد‌.
شاید اندکی رقص حال مرا به جا آورد‌.

هیچ‌کاری نکردم نتوانستم

ساخت گردنبند
ساخت گردنبند

ساخت گل های بوت تمام شد🫠👡✅
+2
ساخت گل های بوت تمام شد🫠👡✅

باید انجامشان بدهم