uk
Feedback
گرگےدر دادگاه خدا.

گرگےدر دادگاه خدا.

Відкрити в Telegram

گرگےکه به خدا ایمان نداشت. @Rozhyaribot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
304
Підписники
+124 години
+377 днів
+1630 днів
Архів дописів
sticker.webp0.48 KB

چه کسی باور می‌کند که این همه ستاره، این همه ماه، و این همه رویا، بتوانند در دو چشم آرام خانه کنند؟ - و اما چشمانت...

sticker.webp0.16 KB

ترجیح دادم با خود مزخرفم تنها باشم بهتر از بودن با آدم های حقیری است که مدام سر هم کلاه می‌گذارند!

sticker.webp0.32 KB

اجازه بده مثل ابرها که بی‌دلیل بر زمین می‌بارند، مثل خورشید که بی‌چشم‌داشت می‌تابد و مثل گل‌ها که بی‌هیچ توقعی می‌شکفند، کمی بیشتر دوستت داشته باشم.

ده ژوئن امروز در تقویم، نامی برای «قربونت برم»ها ثبت نشده؛ اما مگر دوست داشتن منتظر اجازه‌ی تقویم می‌ماند؟ بعضی آدم‌ها خودشان یک مناسبت‌اند و بعضی رابطه‌ها آن‌قدر عزیزند که هر روزشان بوی «فدات شم» و «دورت بگردم» می‌دهد.

او مدت‌هاست خانه‌اش را از جنس غروب، چند قطعه موسیقی و اندکی رویا ساخته است.

sticker.webp0.53 KB

و کسی را که ابرها را نامه‌های نانوشته‌ی آسمان می‌داند، هر برگ سبز را تکه‌ای از قلبِ زمین و غروب را آخرین بوسه‌ی خورشید بر پیشانی روز... بعید نیست که هنوز برای ماه دست تکان دهد، با گل‌های پژمرده مهربان باشد و میان هیاهوی جهان برای صدای باران جایی در قلبش نگه دارد.

در قلبم گل‌هایی روئیده‌اند، اما خارهایشان زخم می‌زند. هر بار که تو اینجایی، ما آشتی می‌کنیم، اما من دوباره احساس ناراحتی می‌کنم. دیگر نمی‌خواهم تو را ببینم، تو یک آدم عادی نیستی، تو دوستم هستی. اما اگر دوباره اتفاقی همدیگر را ببینیم، می‌توانیم ببوسیم؟ می‌توانیم برقصیم؟ @rocktori

خـدای عزیز و گرامـی من، لطـفاً توی زنـدگی بعدی، من رو به یک گربه تبدیل کن، آمین.

sticker.webp0.64 KB

Repost from Trust Who ?
امروز 3 December، روز جهانی بغل کردن همدیگه‌ست.

Heather Conan Gray.mp33.06 MB

نمی دونم ولی دلم کدره، دلم تنگه، دلم آشوبه دلم خیلی چیزای سنگین توشه.

sticker.webp0.16 KB

هیچ خوشم نمی آید کسی من را دوست داشته باشد! این‌طور باید کل عمرم را صرف آن کنم که چه‌طور رفتار کنم تا علاقه‌اش به من پابرجا بماند.

‏وقتی یادم میاد زندگی همین لحظاتیه که داره میگذره دلم میگیره چون همیشه احساس میکردم قراره چیز خیلی جالب‌تری باشه.

تمام جانم تکه‌تکه شد تا قلبم حقیقتی را بپذیرد که مدت‌ها پیش عقل آن را دریافته بود.